قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
1497978662661[1].jpg Chrysanthemum.jpg Desert.jpg Jellyfish.jpg
نيما اخوان

حسابداری و حسابرسی .مدیریت مالی و اداری .عضو.. [درباره]
نيما اخوان فرياد مي زند:
_
21
نيما اخوان
وضعيت: (آفلاين)
947 پست
مرد
امتياز: 12194.4
ميانگين روز:0.54
ميانگين ماه:15.78
ميانگين سال:157.83
نام : نيما اخوان
حالت من : داغون
تولد : 1391-06-01
تاهل : m - مجرد
دین : اسلام
شهر : تهران
تحصیلات : فوق لیسانس
شغل : حسابداری و حسابرسی - مدیر مالی و اداری
ظاهر : وزن: 78 - قد: 1/88
سربازی : رفته ام
سیگار : نمی کشم
گوشی : گلکسی
ماشین : 206
دوست : خانم عسل تبریزی
علایق : خدای مهربون - شبنم -گل رز -کامپیوتر -اسکی - موزیک -کوه نوردی -شنا -تنیس --شعر - ترانه - قصه های کودکانه - قصیده -رمان - نوول - سهراب سپهری - مادر - پدر - آبشار - جویبار - عکاسی- عاشقی - عشق و عاشقانه .پری ها وتینکر بل ها .همه زیبایی های خدا .

آخرین بازدیدکنندگان

مخصوص اعضا VIP

برچسب ‌های شخصی

نيما اخوان
نيما اخوان
وقتی که تو بوسه بودی
عشق عاشقانه بود
وقتی که تو مستانه بودی
چشمان تو چشمان فرشته بود
وقتی که آغوشت لطیفانه بود
رویای نفس کشیدنت شاعرانه بود
وقتی نگاه قشنگت سراسیمه بود
نوازش موهای قشنگت عار فانه بود

من عضو انجمن حسابرسان رسمی فوج

نیمای کوچک قصه ها
نيما اخوان
نيما اخوان
برای تصاحبت نمی جنگم
رقابت هم نخواهم کرد
با دشمنان مدارا نخواهم کرد
رویای با تو بودن را نمی خواهم
در راه بدست آوردن تو با خدا بحث نخواهم کرد
مانوس واژه های تو به زور نخواهم شد
سر راهت نخواهم ایستاد
درسته که عشق بوسیدنی است
درسته که عاشق ستودنی است
میدانم کعه عشق تملک نیست
تعلق است
ولی اگر بیایی پیشم بمانی
برای با تو ماندن
با دنیا جنگ خواهم کرد

نیمای کوچک قصه ها

من عضو انجمن حسابرسان رسمی ایرانم فوج
نيما اخوان
نيما اخوان
و دراین شب عشق
عاشقان را چه شد
رویای مستانه و اغو شش را چه شد
بوسه ها به آواز کدام دختر جوان رفتند
رفتن ها را زچشم یاران چه شد
از عشق گفتی و رفتی
از ستایش لب های سرخ گفتی و رفتی
از بازوان لطیفت
از اغوش نمکینت
از عیال تا شام
از رویا تا آسمان
دختران عشق را چه شد
لب های نمکینشان را چه شد
گفتی که مهتابم باش
گفتی که حکایت رازم باش
گفتی مستانه و اوازم باش
گفتی نیمای کوچک قصه هایم باش

لعنت به هر چی عشقه

من حکایت همه ی عاشقانم
من نیمای کوچک قصه هایم

NIMA SMALL STORIES
نيما اخوان
نيما اخوان
عشق تملک نیست
تعلق است
برای تصاحبت نمی جنگم
با رقیبانت نمی ستیزم
برای بدست آوردنت التماس نمی کنم
ولی اگر بیایی و پیشم بمانی
برای ماندنت
با دنیا
جنگ خواهم کرد

نیمای کوچک قصه ها
نيما اخوان
نيما اخوان
عشقم دوستت دارم
دوست داشتن من زوری نیست
به زور احاطه ات نمی کنم
برای تصاحبت با رقیبان نمی جنگم
عشقم دوست داشتن تو تملک نیست
یک تعلق است
اگر بیایی با من بمانی
برای ماندن تو
با دنیا میجنگم

نیمای کوچک قصه ها
1 امتیاز + مشاهده لایک
نيما اخوان
نيما اخوان
ومن افسانه ای هستم برای تو
اما خیال تو
شکل تو
صورت تو
ولبان تو
مرا در عالم دنیا
منزوی خواهد کرد
و رویای دست نیافتن به تو
چون حکایت راز
محرم اسرار است
لبان قشنگت زیبا
و آغوشت چون حکایت پزواز
با وا ژه هایی نو
وتن لخت زیبای تو
چون بهشت شیرین است

نیمای کوچک قصه ها
نيما اخوان
نيما اخوان
وقتی که پروانه شروع به عشق کرد
عاشق مست شد و دختر زیبا روی را دیوانه کرد
وقتی باد بادک پرواز کرد
اشکهای گونه هایش را با دستانش پاک کرد
وقتی خیال رویا شد
باد نسیم شد
باران صدای پای اب شد
مه رنگین کمان شد
برف سفید و قندیلهایش به عشق ناباورانه شد
وقتی عشق به عاشقانه ها مستان شد
گریه اشک شد و باران شد
وقتی بهار چشمان ناز شد
نیمای کوچک فصه ها پیام شد

nima small stories
نيما اخوان
نيما اخوان
اونجایی که رویا عاشق شد
خیال مست شد
اونجایی که باران خیسی اش دردانه شد
رنگین کمون 7 رنگ ستایش شد
اونجایی که عشق بر پهنای افق کوه شد
سیمرغ رویا ها .مستانه شد
اونجایی که افتاب زرد شد
عاشق به عشق رنگین کمون زیبا شد
اونحایی که نیمای کوچک قصه ها خیال شد
ناباورانه ها
چون موج
چون ماهی سیاه کوچولو
بر صخره ی سخت
حکایت اغاز شد

نیمای کوچک قصه ها
نيما اخوان
نيما اخوان
وقتی که باران عشق شد
وقتی که بوسه بر لب عشق پیام شد
وقتی ماه سفید کلام شد
وقتی مهتاب دیدنی شد
وقتی ستاره در اسمان ماندنی شد
وقتی عاشق بوسیدنی شد
وقتی دختر عشق به آغوش پناه شد
نیمای کوچک قصه ها فراموش شد
نيما اخوان
نيما اخوان
خلاصه
رفیقم
هنوز گیجه
فکر کنم دیوونه شده

یعنی چی
نمیدونم
چرا این و گفته
فکر کرده اینقد ما بی عرضه هستیم
نيما اخوان
نيما اخوان
جالبه
دوستم میگفت من عاشق یه دختری شدم
هرچه بهش میگفتم دوسست دارم
بیا همدیکر رو ببینیم و بشناسیم
تا ببینیم به درد زندگی مشترک میخوریم
برای ازدواج


اون میدونی چی جواب داد

گفت میخو ای یه دختر بهت معرفی کنم
اکه میخوای ازدواج کنی

رفیقم می گفت تا یک شبانه روز من تو حال خودم نبودم
بقیه اش و خودتون پیدا کنید
یعنی چی

من میگم از تو خوشم اومده
تو میگی ...... !!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نيما اخوان
نيما اخوان
گفتی که بیا به عشق بوسه باشیم
عاشق را شعر و ترانه باشیم
بیا که مستانه ها را پاس باشیم
بیا و عشق لیلی ها را کلام باشیم
بیا و دختر زیبا روی مست را پیام باشیم
بیا و عاشقانه هایش را سپاس باشیم
بیا و لب به روی لبش را نیایش باشیم
بیا و نگاه عاشق را بینا باشیم

من نگهبان همه ی کودکان یتیم و سر راهیم
کودکانی که بعد ها دانشمندان ایرانند
همه یکودکان سرزمین من

نیمای کوچک قصه ها
نيما اخوان
نيما اخوان
گفتی که بیا چون بر صورتم بوسه باش
گفتم که لبم خسته است تو عاشقم باش
گفت مرا از عشق فردایی بهتر است
گفتم فردایی که بیاید عشق های عاشق است
گفت عشق امروز عشق فردا هایت نیست بوسه است
عشق امروز هویت دیگر است
گفت عاشق به عشق رویا نیست
گر رو یا یت ببود چاره ی دیگر است
گفتم چاره ها برای عشق هیچ است
گفت اگر هیچ است
پس نیایش عشق هایت پوچ است
گفت نیایش عشق عاشقانه های دیگر است
اگر دیگری بر سر کاری باشد
عشق هایش به عاشق هیچ است

نیمای کوچک قصه ها
نيما اخوان
نيما اخوان
دیروز دلم خیلی گرفته بود صبح دانشکاه بودم تا ظهر . وقتی برگشتم خونه نهارم و خوردم باز دلتنگی ها شروع شد . پیش خودم گفتم یه سر به شیر خوارگاه آمنه بزنم سوار ماشین کاپرا مشکی خودم شدم . رفتم شیر خوارگاه تا ساعت 8 شب اونجا بودم . دلم عجیب آرامش گرفت
انگار توی یک دنیای دیگه بودم . شما هم میتونید برید . کوچولو ها همه دوست داشتنی هستند . امتحان کنید

نیمای کوچک قصه ها
نيما اخوان
نيما اخوان
باز پنجره ها خیس شدند از بخار باران
باز خیسی پنجره قصه شب به چشمان ما
باز باران گریه شد به حکایت مستان
باز باران طراوتش آغاز شد به دشت و بهاران
بار عاشقان همه به عشق نوحه سرایی شدند به باران
باز مستانه ها همه هویت ناز شدند به باران
باز باران بو سه شد به روی لب عاشقان
باز باران پرپرواز شدند به چکاوک زمان

من نیمای کوچک قصه ها

NIMA SMALL STORIES
صفحات: 8 9 10 11 12