قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
1509541447816[1].jpg 1509541377512[1].jpg 1509541329437[1].jpg 1509541802955[1].jpg
نيما اخوان

حسابداری و حسابرسی .مدیریت مالی و اداری .عضو.. [درباره]
نيما اخوان فرياد مي زند:
_
21
نيما اخوان
وضعيت: (آفلاين)
972 پست
مرد
امتياز: 12756.4
ميانگين روز:0.53
ميانگين ماه:15.68
ميانگين سال:162
نام : نيما اخوان
حالت من : داغون
تولد : 1391-06-01
تاهل : m - مجرد
دین : اسلام
شهر : تهران
تحصیلات : فوق لیسانس
شغل : حسابداری و حسابرسی - مدیر مالی و اداری
ظاهر : وزن: 78 - قد: 1/88
سربازی : رفته ام
سیگار : نمی کشم
گوشی : گلکسی
ماشین : 206
دوست : خانم عسل تبریزی
علایق : خدای مهربون - شبنم -گل رز -کامپیوتر -اسکی - موزیک -کوه نوردی -شنا -تنیس --شعر - ترانه - قصه های کودکانه - قصیده -رمان - نوول - سهراب سپهری - مادر - پدر - آبشار - جویبار - عکاسی- عاشقی - عشق و عاشقانه .پری ها وتینکر بل ها .همه زیبایی های خدا .

آخرین بازدیدکنندگان

مخصوص اعضا VIP

برچسب ‌های شخصی

نيما اخوان
نيما اخوان
سلام به مدیران زحمت کش این سایت
دستت همه ی شما رو می بوسم
خسته نباشید
یا علی
نیمای کوچک قصه ها
عاشورا و تاسوعای حسینی بر شما تسلییت باد
و هم چنین دوستان مجازی
دع هایتان مستجاب باد
نيما اخوان
نيما اخوان
از رویا و شب پره
از شمع و نگاه دلهره
از کوه اون مرد استوار
از نهر اون نگاه جاودان
از شرشر باران تا رویای باد
از نگاه دل پاییزان
به نگاه خواهر کوچولو
از نگاه قشنگش بی نگاه مست
از چمن تا یمن
سودای قشنگش همیشه هست به یاد من
از بیشه زار تا کوهای برف گرفته
از برفهای کلیمانجرو تا دماوند خسته
از پروانه از پری
از فرشته تا باربی
نام تو را بی سبب نیست
از صدای پای باران
تا ریزشش از ناودان
از تهران قدیم و کاوه ی آهنگر
از قصه های مادر بزرگ
تا حوض آبی
از خونه های کاه گلی
تا کوچه های رویایی
از بوی عطر قورمه سبزی
از آبگوشت و ترشی
رویا تو را من دارم

دلم برات تنگ شده
خواهر کوچولو
در این شبهای امام حسین عزیزم دعایم کنید
گمشده ای دارم
نيما اخوان
نيما اخوان
از عشق مگو که دل سیری من دارم
اشکها و گریه های فقیرانه ای من دارم
هر آنچه به دنبالش هستی تو را ترک می کند
به که می توان .اطمینان عشق کرد
با هر که از عشق میگویی تو را مانوس می کند
رویای عاشقان را فراموش می کند
اینجا ست که من کسی را دوست دارم
اما او از من و نیمای کوچک قصه ها کناره گیری می کند
رویایش بر آغوش دلم حکایت ها بستگی دارد
صورت قشنگش را به رویا های باد گفتگو دارد
نامش را نمی دانم . اما از عشق و عاشقی دوری دارد
چشمان سیاه قشنگش
روسری زرشکی نابش
صورت نازنین رویش
با من از دلها گفتگو دارد
چند روزی من او را ندیدم
چون پیامهایش توسط چیزی پاک شده و نیما ااز او هیچ نمی داند
خدایا عاشقم
سودای قشنگش چیست
نگاهش را به کدامین نگاه عشق پاییزی ست
در این شبها دعایم کنید
گمشده ای دارم
نيما اخوان
نيما اخوان
یک شب در خلوت دلم با تو گفتگو کردم
یک شب آرامش تو را بوسه بر جبین کردم
یکشب رویای تورا مست به دیگری کردم
یک روز لبان زیبا یت را مه جبین کردم
یک روز با عشق تو من سودای درون کردم
یک شب خاطرات آغوش تورا به دوست خو د سرور کردم
یک شب نوازش موهایت را به گفتگو کردم
یک شب از زبان تو به عاشقانه ها مرور کردم

دلتنگتم نه برای نبودنت
بلکه برای بودنت
من نیمای کوجک قصه هایم
توی این شب دعایم کنید
نيما اخوان
نيما اخوان
از حسین گفتم
عباسم علمدارم
از زینب و رقیه
از سکینه تا حریم شبانه
از خیمه گاه تا سالار شبانگاهان
از عباس این جنگجوی دلاور
از حر بن ریاحی تا شام
از مردان رویای حسین تا آب فرات
از سکینه و رقیه می گویم
از تشنگی کودکان حسین می گویم
از عباس این مرد میدان رزم ها می گویم
از علی اکبر قهرمان افسانه می گویم
خدایا پاداش تو به این عزیزانم چیست
خدایا مظلومتر از امام حسین و عباس و زینب کجا میتوان یافت
کجا می توان رفت
اشکها را چه باید کرد
رویای شب پره به پروانه را چگونه باید ستود
شمع سوزان اشک آور را به که باید گفت
سکینه و زینب و فاطمه جان من است
رویای اشکهای من است
چشمان شکوفه های گیلاس من است
دردانه ی انار شیرین و سرخ من است
رویایت جاودانی
حکایتت تا بعد از من و بعد از من و بعد از من هم باقیست

نیمای کوچک قصه ها
دعایم کنید
گم شده ای دارم اینجا
نيما اخوان
نيما اخوان
امشب تا فرداشب
از فرداشب تا پس فردا شب
اینجا حکایت دیرین است
اینجا رویای حسینم چه بهترین است
اینجا خیمگاه حسین چه فقیرانه است
اینجا به جای شراب و بزم و رقص نماز و سجاده است
اینجا حکایت ها بوسه بر جبین است
اینجا مردان حسین اشک به چشم و خون آلود است

دعایم کنید
نيما اخوان
نيما اخوان
امروز روز جدایی هاست
امروز بهشت برای بی بهانه هاست
امروز عباس ها و زینب ها فغان هاست
امروز خدای حکیم درد آلوده هاست
امروز زمانه آشوب است
امروز رویای جوانی چه نابود است
امروز حگیم و کریم نا امید است
امروز سکینه به دامان زینب اشک ـآلود است
امروز بهشت برین به امام حسین نگاه آلود است
امروز قشنگی وازه ها حکایاتها چه تلخ و چه شور است

دعایم کنید
نيما اخوان
نيما اخوان
قشنگی واژه ها
پرواز نیکی ها
حکایت عاشقان
مستان بی مدعا
همه حکایت امروزند
رویای دیروزند
قصه ها نه داستان و نه افسانه اند به خدا
قصه ی امام حسبنم
قصه ی تلخ جدایی هاست
اونجا که علمدار کربلا عباس است
اونجا که نگهبان خیمه ها عباس است
اونجا که اشکهای عباسم شر شر باران است
اونجا علمدار کربلا انسان است
اونجا حکایت نیرنگها برای عباس است
اونجا سکینه و رقیه و علی اصغر از بهر تشنگی به چشمان عباسم گریان است
اونجا شمر کثافت ملعون حرمله ی نابکار
خولی و یزید سگ حباب است
اونجا امام حسینم فرمانده ی ناوگان است

بیا و برای عباس و حسینم شمع باشیم
هر روزش نماز و سجاده با شیم
نیمای کوچک قصه ها

دعایم کنید
نيما اخوان
نيما اخوان
بر کدامین دستانت من بوسه ها زنم
بر کدامین نگاه قشنگت من مهر ها زنم
از شب غریب شام
از زینب و سکینه ی نالان
از عباس علمدار بی ادعا
از امام حسین غریبانه ی این دیار
از دستان با نیایش روزگار
از فرات تا لشگر شام
از نگاه خسته ی نالان امام
از حربن ریاحی
از تیر و کمان و شمشیر خونین
از سپر تا واژه ی نیزه ها
از کمان خولی زشت نابکار
از حرمله ی نامرد اون د یار
از خوردن تیر به چشمان عباس
از بریدن سر امام حسین زیبا
از تیر خوردن به گلوی علی اصغر نامدار
عاشقم دید ه به نگاه تو ام من
بوسه ام من بر لبان توام من

در این شب عزیز دعایم کنید

گمشده ای دارم من امشب
نيما اخوان
نيما اخوان
از حریم و نفس
از دلهای خسته و بس
از حکایت مردان و زنان
از نگاه باران
از ریزش برف
از رویای شب مست
از حکیم تا کریم
از ستایش بوسه تا نقش گلیم
از دیوانگان حرم
تا ملتسمانه خاک
از دعای مردان و زنان
تا نیایش و کرنش به درگاه آسمان
از فرشته تا ملائک
از ایمان و ایثار
از دلهای خسته و سر گردان
از شبنم و جویباران
تا گریه نیمای کوچک نالان

در این شب عزیز دعایم کنید
زیرا گمشده ای دارم من اینجا
نيما اخوان
نيما اخوان
باز محرم آمد به عشق
باز عاشورا و تاسوعا شده به مهر
باز حکایت دلها باز شدن به عاشقانه
باز مردان بی ادعا آهنگ زدن به ترانه
باز رویای مست مستانه شد به میکده
باز حکایت اخر شد آغاز این بتکده
باز لیلی ها و مجنون ها آواره شدن به خانه
باز عباس علمدارو امام حسین نماز شدن به سجاده
باز قصه ی سیکینه و رقیه باز شدن به مهر و کاشانه
باز نیمای کوچک قصه ها گریان شده به این زمانه
نيما اخوان
نيما اخوان
دلم گرفته خواهر کوچولو کجایی
دعایم کن
شاید دعای تو
بر دل غمگینم
حکایت عاشقان را
حریم درد ها باشد

خواهر کوچولو دلم برات تنگه
نيما اخوان
نيما اخوان
ما بی غمان مست جان به مستانه داده ایم
بوسه و نگاهمان را به هم نفس جام میخانه داد ه ایم
بیا بر ما بوسهایت را نظر کن
تا از عاشقانه ها شمع را بی سبب کن
رویای باد بودن خیال تو را . بر عشق ها گذر کن
بوسه ی باران بر خاک وطن را همیشه به دیدگانت نظر کن
یا رب
عاشقی دارم امشب به مست
چشمانش قشنگست و بست
عاشقم به نگاه قشنگش . اما بی وصال را تا وصال رویش حذر کن
امروز و دیروز و هرروز میایم . تا ببینم رخ قشنگش
اما از عاشق زیبا روی نیما ندید وصالش

چند روزیه که تو رو نمی بینم خواهر کوچولو
کحایی
تقدیم به تو
نیمای کوچک قصه ها
نيما اخوان
نيما اخوان
در این شب سرد سودای تو را من دارم
پنجره ی بسته را به راه تو من دارم
یک نفس با باد و نسیم را من پیامی دارم
عاشقانه هایت را من سودای درونم دارم
از مریم و فرهاد و شیرین و لیلی بگو بسیار
که دردهایشان همیشه رو به هوا ست
دفتر خاطرات عشق را من بستم
شمع شدم و قفل زنجیر را به عشق من بستم
بوسه ای من برایت دارم
بوسه ام شیزین است مه جبین است سرکه و سکنجبین است
شهدش بوسه و
شیرینش لب یار است
یار را با عاشقانه ها چه بیگانه ست

من نیمای کوچک قصه هایم
نيما اخوان
نيما اخوان
برای با تو بودن دیر نیست زیبایم
بوسه هستم رویا ی من تو نیست
از عشق گفتی
از بیشه ی عاشق گفتی
از دفتر مشق و کلام درس گفتی
از نگاه و آغوش و چشمان مست گفتی
از دختر زیبا روی روی آب گفتی
نفسم را به نفست راهی نیست
دنیای شعرهایم برای تو جایی نیست
زیبایم رویایم عاشقم به عشق تو پیامم به تو این جوری نیست
قاصدک را گفتم خبر از بخر تو اورد
گذشته ات را بی ملال نیست

همه ی عاشقان و دوست دارم
عاشقان مواظب دلاتون باشین
نیمای کوچک قصه هایم
صفحات: 13 14 15 16 17