قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
arash (محبوب و دوستدار همه ..........)

لیسانس کامپیوتر و کارشناس بیمه خودرو هستم .ب.. [درباره]
arash (محبوب و دوستدار همه ..........) فرياد مي زند:
_
57
arash (محبوب و دوستدار همه ..........)
وضعيت: (آفلاين)
2482 پست
مرد
امتياز: 9459.25
ميانگين روز:1.62
ميانگين ماه:47.73
ميانگين سال:496.4
نام : arash (محبوب و دوستدار همه ..........)
حالت من : آروم و عادی
تولد : 1351-02-08
تاهل : m - متاهل
دین : اسلام
شهر : گیلان
تحصیلات : لیسانس
شغل : کارشناس بیمه خودرو
ظاهر : وزن: 77 - قد: 168
سربازی : رفته ام
سیگار : نمی کشم
گوشی : نوکیا 5250
ماشین : پژو پارس مدل 90
دوست : خودم

آخرین بازدیدکنندگان

مخصوص اعضا VIP

برچسب ‌های کاربردی

arash (محبوب و  دوستدار  همه ..........)
arash (محبوب و دوستدار همه ..........)
پسر-سلام ، عشق من چطوره ؟

دختر -هییییس حرف نزن که از دستت شاکیم ...

پسر-باز چیکار کردم؟ چی شده ؟

دختر-نمیگم ...

پسر- بگو تا نگی ولت نمی کنم ها ...

دختر با گریه - نمیگم نمیگم نمیگم

پسر- منم هی ازتـــ میپرسم تا نگی ولتـــ نمیکنم سرکار خانم

دختر-منم نمیگم آخه نمیخوام ولم کنی ...

من -اه چقدر لوس حالم بهم خورد {-7-}
1 امتیاز + مشاهده لایک
`☂``نسترن مدیر گروه باران ``☂``
`☂``نسترن مدیر گروه باران ``☂``
دقت کردین لامصب تمام چیزهای خواستنی توی دنیا:

یا چاق کنندن

یا غیرقانونین

یا گرونن

یا متاهل
2 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط arash_niknam
`☂``نسترن مدیر گروه باران ``☂``
`☂``نسترن مدیر گروه باران ``☂``
این پست یه ذره +18 هست ولی حیفم اومد نذارمش
بچه ای از پدرش پرسید سیاست یعنی چه؟
پدر میگه یه مثال در مورد خانواده خودمون برات میزنم: من حکومت هستم چون همه چیز رو تعیین میکنم؛مامانت جامعه هست چون کارهای خونه رو اون اداره میکنه؛خدمتکارمون ملت فقیر و بیچاره هست چون از صبح تا شب کار میکنه و هیچی نداره؛تو روشنفکری چون داری درس میخونی و پسر فهمیده ای هستی؛داداش کوچیکت هم که دو سالشه نسل آینده هست...
پسر که نصف شب با صدای برادر کوچکش از خواب بیدار میشه و میبینه که برادرش زیرش رو کثیف کرده میره تو اتاق پدر و مادرش بعد میبینه پدرش تو تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو رفته و هر کاری میکنه از خواب بیدار نمیشه..؛ میره تو اتاق خدمتکار که اونو بیدار کنه میبینه پدرش با خدمتکارشون......بله!!!
فردا صبح باباش ازش میپرسه:پسرم فهمیدی سیاست یعنی چی؟
پسر میگه:بله پدر؛سیاست یعنی اینکه حکومت ترتیب ملت فقیر و بیچاره رو میده در حالی که جامعه به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری میکنه نمیتونه جامعه رو بیدار کنه در حالی که نسل آینده داره تو کثافت دست و پا میزنه
4 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط aram_98 و arash_niknam
`☂``نسترن مدیر گروه باران ``☂``
`☂``نسترن مدیر گروه باران ``☂``
دختری سوار تاكسی شد و کنار يك روحانی جوان و زيبا نشست.
او به روحانی نظر داشت ولی روحانی جوان از قصد دختر باخبر شد و زود پیاده شد...
راننده تاكسی که متوجه شده بود به دختر جوان گفت: روحانی شبها درقبرستانی مشغول عبادت است... تو امشب با لباس فرشتها برو و بگو من از طرف خدا آمده ام...
دختر جوان رفت و نصفه شب که روحانی مشغول دعا بود به پیش او رفت و درخواست خود را در لباس فرشته گفت...
روحانی با هزار زور قبول کرد...
وقتی که کارشون تموم شد دختر ماسک خود را برداشت و گفت: سوپرااااایز...! من همون دختر توی تاكسيم...!!!
روحانی هم ماسک خود را برداشت و گفت: زرشک!!! منم راننده تاكسيم...!!! نیشخند

نتیجه:
درسته که یوز ایرانی در حال انقراضه... اما پفیوز ايرانى شديدا در حال تولید مثله!!!
2 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط arash_niknam
arash (محبوب و  دوستدار  همه ..........)
arash (محبوب و دوستدار همه ..........)
سلام علیکم

صبح عالیتان متعالی
arash (محبوب و  دوستدار  همه ..........)
arash (محبوب و دوستدار همه ..........)
پس شیطان دو درهم به او داد و عابد با آن لباس ها که مخصوص عبادت بود راهی شهر گردید و نشانی خانه ی آن فاحشه را جویا شد. پس مردم به او نشان دادند در حالی که گمان می گردند آن عابد آمده است تا آن زن را هدایت نماید.

چون عابد داخل خانه ی آن زن شد دو درهم را بسوی او انداخت و گفت: برخیز.

پس آن زن گفت: ای مرد، تو به ظاهری آمده ای که کسی تا حال به این شکل نزد من نیامده است، پس خواهش می کنم ماجرای خود را با من بازگو و دلیل آمدنت به این جا را؟

چون عابد ماجرای خود را برای زن نقل نمود، آن زن گفت: ای بنده ی خدا؛ ترک گناه آسان تر است از توبه کردن و بدان هر کسی قادر به توبه نمودن واقعی نمی گردد، پس بدان آن مرد بی شک شیطانی بوده است که در هیبت انسان بر تو ظاهر شده بوده، الحال برو به عبادتگاه خود و مطمئن باش که آن را در آن جا نخواهی دید.

پس عابد برگشت و آن زن زناکار در همان شب مُرد، چون صبح گردید بر درِ خانه ی او نوشته شده بود که حاضر شوید برای تشییع پیکر فلان زن که او از اهل بهشت است!

پس مردم به شک افتادند و به مدت سه روز او را دفن نکردند چرا که بر حال او شک داشتند، پس حق تعالی وحی فرمود به سوی پیغمبری از پیغمبران خود (حضرت موسی (ع)) و فرمود: برو و بر فلان فاحشه نماز بخوان و به مردم نیز بگو تا بر جنازه ی آن نماز بخوانند که من او را آمرزیدم و بهشت را بر او واجب گردانیدم به سبب آن که بنده ی مرا از معصیت من بازداشت!
1 امتیاز + مشاهده لایک
arash (محبوب و  دوستدار  همه ..........)
arash (محبوب و دوستدار همه ..........)
زنی بدکاره که تنها به خاطر یک عمل آمرزیده شد!

شاید شما بسیار شنیده باشید ماجراهای افرادی را که تنها با انجام یک عمل در نزد خداوند چنان جایگاهی پیدا نموده اند، که حق تعالی بهشت را بر آنان واجب می گرداند، هرچند با کوله باری از گناه باشند، به نحوی که ماجرای یکی از زنان بدکاره ی بنی اسرائیل از این دست ماجراها می باشد که بیانگر اوج رحمت الهی در تمام اعصار و قرون است.


در باب این ماجرا از امام صادق (ع) روایت شده است که ایشان فرموده اند: عابدی در میان قوم بنی اسرائیل زندگی می نمود که هرگز متوجه امور دنیوی نگردیده بود، پس شیطان تمام لشکریان خود را فراخواند و گفت: کیست که برود و فلان عابد را گمراه نماید؟

پس یک از لشکریان شیطان گفت: من می روم.

شیطان پرسید: از چه راهی او را گمراه می نمایی؟

گفت: از راه زنان!
شیطان گفت: او هرگز با زنان معاشرت نداشته است و لذت آن را نچشیده است.

پس دیگری گفت: من می روم.
شیطان پرسید: از چه راهی عابد را گمراه می کنی؟
گفت: از راه شراب و لذت طعام ها.

شیطان لعین گفت: نه، او از این راه نیز فریب نمی خورد.
پس دیگری گفت: من می روم.
شیطان پرسید: از چه راهی گمراهش می نمایی؟
گفت: از راه نیکی و عبادت!

پس شیطان گفت: برو که این کار از تو ساخته است.

پس آن شیطان به شکل مردی درآمد و به مکان عبادت آن عابد رهسپار شد و در برابر او ایستاد و مشغول به نماز شد، پس عابد چون خسته می شد به استراحت می پرداخت در حالی که آن شیطان استراحت نمی کرد و این روش مدتی ادامه یافت. پس عابد نزد آن شیطان رفت و از روی کنجکاوی از او پرسید: به چه دلیل تو چنین قوتی در عبادت بدست آورده ای؟
شیطان جوابش را نداد.
باز مرتبه ی دیگری به نزد او رفت و التماس کرد که با او سِرِ خود را بگوید.

این بار شیطان گفت: ای بنده ی خدا؛ گناهی کردم و پس از آن توبه نمودم و هر وقت که آن گناه را به خاطر می آورم نیرو می یابم و بر شدت عبادت خود می افزایم.

عابد گفت: بگو چه گناهی انجام داده ای تا من نیز آن را انجام دهم و سپس توبه نمایم، شاید به مرتبه ی تو برسم و چنین ت[!] در به جا آوردن عبادت خداوندی کسب نمایم.
شیطان گفت: به داخل شهر برو و آدرس خانه ی فلان فاحشه را بپرس و دو درهم به او بده و با او زنا کن!
عابد گفت: دو درهم از کجا بیاورم؟ من نمی دانم دو درهم چیست، چرا که هرگز مشغول به دنیا نشده ام.
بقیه در پست بع
1 امتیاز + مشاهده لایک
arash (محبوب و  دوستدار  همه ..........)
arash (محبوب و دوستدار همه ..........)
پسر: عشقم 1 عکس خوشگل از خودت واسم بفرست ♡

دختر: چشم ولی تو هم محض احتیاط 1 عکس از خواهرت بهم بده عجقم ... ♡

(شیطون سر پا ایستاد!! سیگارشو خاموش کرد و کف مرتبی به افتخار دخترک زد)

پسر بدون معطلی عکس اون یکی دوست دخترشو فرستاد :|

(بیچاره شیطون رو آورد به مصرف موادمخدر و شیشه)

دختر: وای مرسی عزیزم:x الان عکسمو واست ایمیل میکنم... و عکس دوستشو فرستاد !

پسرک خوشحال وقتی ایمیلشو بازکرد عکس خواهرشو دید!!

(هیچی دیگه... داستان این چت باعث شد شیطون ادامه تحصیل بده... بعدازظهرا هم چندتا

کلاس تقویتی گرفته!!)
2 امتیاز + مشاهده لایک
arash (محبوب و  دوستدار  همه ..........)
arash (محبوب و دوستدار همه ..........)
تنها وجود تو کفایت می کند مرا
تا ...
هیچ می دانی ٬
همین که هر لحظه ٬ صدایِ آشنایَت در گوشم می پیچد و
بوی همیشگی ات در مشامِـ جان ٬
همین که هر آن ٬ آغوش امنیت گسترده است و
آرامبخش جان ٬
همین که سرشانه های فراخ مهربانت می آراماند سرم را
و هردم می شکوفاند لمس سر انگشتان عاشقم تنت را ٬
کافی ست برای شکفتن غنچه های مکرر شادمانگی ٬
و نیز برای ساییدن پیشانی سپاس بر آستانه انتهای عاشقانگی .
می خواستم بگویم ٬
وجود تو کفایت میکند مرا
تا ...
با تمام وجـــود حس کنم خوشبختی را ...
" مردِ نازنینِ من ... "
1 امتیاز + مشاهده لایک
arash (محبوب و  دوستدار  همه ..........)
arash (محبوب و دوستدار همه ..........)
سخـــــــــــــــــــــت ترین کآر دنیـــــــــــــــــا کم محــــــــــلی کردن ب کسیه ک با تمام وجـــــــود دوسِش دآری ...
arash (محبوب و  دوستدار  همه ..........)
arash (محبوب و دوستدار همه ..........)
مـــَــرد...

اونایی بودن که واسه خاطر حفظ ناموس مردم رفتن جنگ

نه اونائیکه سر ناموس مردم در جنگند

کسانی که از تمام هست و نیستشون گذشتن!

یه عده زیر زنجیر تانک با بدن های له شده...

یه عده هم روی مین فسفری ذره ذره آب میشدند حتی جیک هم نمیزدن تا عملیات لو نره و سایر همرزماشون شهید نشن! و فقط بوی گوشت کباب شده بود که...

یادمون نره کی بودیم
یادمون نره کی هستیم
یادمون نره چرا هستیم

و در آخر یادمون نره خیلی خون ها ریخته شد تا من و تو توی آرامش باشیم

♥ شادی روح شهدای عزیزمون صلوات ♥
1 امتیاز + مشاهده لایک
لیلی
لیلی
ژاپنیه با عصبانیت به زنش میگه: هیین سا نو تیو کیشو چین شی...
زنش میگه: تو می سی ژانکو تو نوا..
مرده جواب میده: شانکو ینسوووووو..
زنش میکه: نامونووو شینساوا. مرده میگه: شیجونهوووو
.
.
.
.
.
(خوشم میاد یه جوری بادقت میخونی که انگار اصلیتت ژاپنیه)
2 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط arash_niknam
arash (محبوب و  دوستدار  همه ..........)
arash (محبوب و دوستدار همه ..........)
فرعون و شیطان!

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد.
روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت: اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن.
فرعون یک روز از او فرصت گرفت. شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد.
فرعون پرسید کیستی؟ ناگهان دید که شیطان وارد شد.
شیطان گفت: خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست. سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد!
بعد خطاب به فرعون گفت: من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنی؟
پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت: چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی؟
شیطان پاسخ داد: زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید.
(کپی با ذکر صلوات)
یا علی
1 امتیاز + مشاهده لایک
arash (محبوب و  دوستدار  همه ..........)
arash (محبوب و دوستدار همه ..........)
ﭘﺴﺮ جوانی ﺑﻌﺪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺟﺶ ﻳﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﺶ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺍﻗﺪﺍﻣﻪ ﻧﻤﺎﺩﻳﻦ ﻣﺎﺷﻴﻨﺸﻮ ﺑﺎ 4000 ﺗﺎ ﻛﺎﺭﺕ ﺷﺎﺭﮊﻱ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻧﺎﻣﺰﺩﻱ ﻭﺍﺳﻪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺑﺎ ﻧﺎﻣﺰﺩﺵ (ﻫﻤﺴﺮ ﺍﻻﻧﺶ ) ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺗﺰﻳﻴﻦ ﻛﺮﺩ!!!

ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻻ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﻦ ﺍﻳﻨﻪ

.
.
.
.
.
.
.
.
ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺁﺩﻡ ﻣﻴﮕﻴﺪ ﻳﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻳﺎ ﻳﻪ ﺍﺳﻜﻞ؟؟؟

=1 ﻋﺎﺷﻖ
=2 ﺍﺳﻜﻞ
1 امتیاز + مشاهده لایک
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15