قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
DesDes

DesDes فرياد مي زند:
_
40
DesDes
وضعيت: (آفلاين)
2515 پست
مرد
امتياز: 97739.15
ميانگين روز:1.78
ميانگين ماه:52.4
ميانگين سال:503
نام : DesDes
تولد : 1393-08-15
تاهل : m - مجرد
دین : اسلام
شهر : مازندران
ظاهر : وزن: 70 - قد: 175
گوشی : Sony Z
علایق : ورزش & هنر

آخرین بازدیدکنندگان

مخصوص اعضا VIP
DesDes
DesDes
فیس بوک ایران

اگه به تو نمیگفتم حرفامو

اگه نمیگفتم چقدر دوست دارم

الان بودی...

شاید اگه نمیفهمیدی اینو

که تو رو زیادی از حد دوست دارم

الان بودی...

مث یه سایه همرات اومدم مطمئن شم که تو آرامشی

نمیدونستم خستت میکنم یه روز

تو رو اگه کمتر میدیدمت

اگه میذاشتم دلتنگم بشی اینجا بودی کنارم هنوز





DesDes
DesDes
چشمت به نامحرم می افتد
اگر خوشت نیاید که مریضی
اما اگر خوشت آمد فورا چشمت را ببند و سرت را پایین بینداز و بگو :
یا خیر حبیب و محبوب …
یعنی : خدایا من تو را می‌خواهم ، اینها چیه ؟ اینها دوست داشتنی نیستند …
DesDes
DesDes
پروردگارا
یاری ام ده تا بدون اینکه از ایمان افراد بپرسم و بدون اینکه بدردم بخورند ، همدل و همدردشان باشم زیرا در سودای هر انسانی “روح تو” خانه گزیده است !
DesDes
DesDes
یک روز علامه جعفری سوار تاکسی شده بودند ، در مسیر راه نفس عمیقی میکشه و از ته دل میگه : ای خدای من !
راننده تاکسی با اعتراض میگه یه جوری میگی ای خدای من که انگار فقط خدای شماست !!!
ایشان در جواب فورا دو بیت از سعدی می خواند :
چنان لطف او شامل هر تن است
که هر بنده گوید خدای من است
چنان کار هرکس به هم ساخته
که گویا به غیری نپرداخته
DesDes
DesDes
برایم نوشته بود :
گاهی اوقات دستهایم به آرزوهایم نمی رسند شاید چون آرزوهایم بلندند …
ولی درخت سرسبز و شاداب صبرم می گوید :
امیدی هست چون خدایی هست … آری و چه زیبا نوشته بود !
همواره با خود تکرار میکنم امیدی هست ؛ چون خدایی هست …
DesDes
DesDes
راز این داغ نه در سجده‌ی طولانی ماست
بوسه ی اوست که چون مُهر به پیشانی ماست
شادمانیم که در سنگدلی چون دیوار
باز هم پنجره ای در دل سیمانی ماست
DesDes
DesDes
خدایا
گوش کن به التماسهای من
شرمسارم که با حال مستی به سوی تو کرده ام دست نیاز دراز
مرا گوش کن ، مرا بپذیر که جز تو ندارم قبله ای برای نماز
DesDes
DesDes
دیریست اسیرم
اسیر انتظار
اسیر دلواپسی
اسیر هر آنچه مرا به یاد تو می اندازد …
DesDes
DesDes
فــردا آمــده اسـت و ایـسـتـاده اسـت
پــیــشِ رویِ مـــن
مـی پـرسـد چــه مـی خــواسـتـی؟
بـا عـصـا او را کــنـار مـی زنـم
هــمـچـنـان
چـشـم دوخـتـه ام بـه دوردســت
مُـــنــتــظـــــــر … !
DesDes
DesDes
لعنت به ساعتهایی که جلو نمیروند،
خواب می مانند ،
کار نمی کنند ،
کوک نمی شوند ،
عقب می مانند ،
و از رفتن خسته میشوند
این بلاها از وقتی به سر آدم میاد
که منتظر کسی باشی که
دوسش داری…
DesDes
DesDes
برای کسی مُردم که برایم ؛

نه… تب کرد

نه… سرفه

نه… حتی عطسه!
DesDes
DesDes
سهم انسان از هستی به وسعت قلب مهربان اوست، بدون شک تمام هستی سهم توست
DesDes
DesDes
لبخند که می زنی از پس رنج ها … چنان شیفته ام می کنی که بهار را با مهربانی ات تاخت می زنم و باز هم پیروزم!!
DesDes
DesDes
گاهی اوقات فکر کردن به بعضی ها…

ناخودآگاه لبخندی روی لبانت می نشاند…

دوست دارم این لبخند های بیگاه و آن بعضی ها را
DesDes
DesDes
اگر خوبان عالم جمع باشند / یقینا نزد من، تو بهترینی

اگر از خوبترها حلقه سازند / تو در آن حلقه، میدانم نگینی
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15