قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
سلاااام
خوش امدی اینجا واسه من وتو
هرچی میخوای بزار منم نوشته هام و...
میزارم
پس منتظرممم

اطلاعات گروه

آی دی گروه 642
نام گروه نوشته های من وتو
دسترسی گروه گروه عمومی
پست ها 80 پست
تعداد کاربر 47 کاربر
وضعیت شما عضو نیستید
صاحب گروه 0

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

نوشته های من وتو

گروه عمومی · 47 کاربر · 80 پست
nejatmashoodi
nejatmashoodi
عاشق روزهای هستم که مهربان می شوی حتی اگر نفهم چرا
darya
darya
به تمنای بودن توست که زنده ام.
تماشایم کن.
ببین چگونه قد کشیده ام .
من که تادیروز نهال کوچک سرخورده ا ی بودم.
اینک به لطف توست که اینگونه سبزم.
دیگر زمستانی در من نیست .
به همیشه بهار بودنم ایمان بیاور.
ایمان بیاور که معجزه ی عشق است
که اینگونه ام کرده است.
سپیده سالاری
سپیده سالاری
دل نوشته هایم را در عمیق ترین نقطه دیده گانم مدفون میکنم تا شاید دیدگان نامحرمان هرزه گو آنها را به یغما نبرند .وتک تک کلماتش را با آبرنگ حیات بخش زندگی بر صفحه سرخ وجودم
می نگارم وبرای هزارمین بار آنها را بر بوم نقاشی خیالم منقوش میکنم ....
nejatmashoodi
nejatmashoodi
عمر زندگی تو کوتاهست مثل شعله کبریت عمر هر چیز غیر از عشق مثل عمر کوتاهست.
آدرس پست آدرس پست 2 کد پست 1604712 توسط موبایل
سپیده سالاری
سپیده سالاری
چقــــــــــدر ضعیف هستند
و البته کوچک
آنهایی که وقتی اشتباه می‌کنند
نه توانایی اقرار به اشتباه را دارند
و نه قدرت عذر خواهی
اسمش را هم می‌گذارند غرور
و به آن افتخار می‌کنند
راستی چقدر حقیرند
و چه حقیرانه رفتار می‌کنند...!
سپیده سالاری
سپیده سالاری
لاک پشت پشتش‌ سنگين‌ بود و جاده‌هاي‌ دنيا طولاني.
مي‌دانست‌ كه‌ هميشه‌ جز اندكي‌ از بسيار را نخواهد رفت.
آهسته آهسته‌ مي‌خزيد، دشوار و كُند؛ و دورها هميشه‌ دور بود.
سنگ‌پشت‌ تقديرش‌ را دوست‌ نمي‌داشت‌ و آن‌ را چون‌ اجباري‌ بر دوش‌ مي‌كشيد.
پرنده‌اي‌ در آسمان‌ پر زد، سبك؛
و سنگ‌پشت‌ رو به‌ خدا كرد و گفت: اين‌ عدل‌ نيست، اين‌ عدل‌ نيست.
كاش‌ پُشتم‌ را اين‌ همه‌ سنگين‌ نمي‌كردي.



من‌ هيچ‌گاه‌ نمي‌رسم. هيچ‌گاه. و در لاك‌ سنگي‌ خود خزيد، به‌ نيت‌ نااميدي.
خدا سنگ‌پشت‌ را از روي‌ زمين‌ بلند كرد.
زمين‌ را نشانش‌ داد. كُره‌اي‌ كوچك‌ بود.
و گفت: نگاه‌ كن، ابتدا و انتها ندارد. هيچ كس‌ نمي‌رسد.
چون‌ رسيدني‌ در كار نيست. فقط‌ رفتن‌ است. حتي‌ اگر اندكي. و هر بار كه‌
مي‌روي، رسيده‌اي.
و باور كن‌ آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاكي‌ سنگي‌ نيست،
تو پاره‌اي‌ از هستي‌ را بر دوش‌ مي‌كشي؛ پاره‌اي‌ از مرا.
خدا سنگ‌پشت‌ را بر زمين‌ گذاشت.
ديگر نه‌ بارش‌ چندان‌ سنگين‌ بود و نه‌ راهها چندان‌ دور.
سنگ‌پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و گفت: رفتن، حتي‌ اگر اندكي؛
و پاره‌اي‌ از او را با عشق‌ بر دوش‌ كشيد.
سپیده سالاری
سپیده سالاری
ای اشکها بریزید وزخمهای کهنه ودردمند به جا مانده از زخم ودرد ودلتنگی هایم را تسکین دهید تا این دل دردمند لحظه ای روی آرامش را بر چهره غم گرفته خود منقوش کند .
وای اشکهای بر گونه ها ماسیده تکانی به خود دهید ولایه لایه ی اشکهای برگونه ماسیده را جمع کنید ،تا بلکه آبراهه ای برای قطره های دیگر بیابم .
nejatmashoodi
nejatmashoodi
عقاب فاتح گلهای زندگی باش،و مسافر صبور دشتهای بیکران آن.
آدرس پست آدرس پست 2 کد پست 1524396 توسط موبایل
سپیده سالاری
سپیده سالاری
کاش خدا نبود ،تا بدون هراس از آن تورا می پرستیدم ،کاش کعبه نبود
ورو سوی جای پایت نماز می گزاردم ،
کاش قرآن نبود وروزی هزاران بار نام تو را چون مصحفی می خواندم . کاش هوشیاری نبود وتا همیشه مست از باده چشمانت در کوچه های عشقت آواز می خواندم ، کاش عشق نبود ومن خودم بودم ...
سپیده سالاری
سپیده سالاری
من از مجاورت یک درخت می آیم ،
که روی دست های ساده غربت اثر گذاشته بود ****
سپیده سالاری
سپیده سالاری
می خواهم ترجمه رفتن شوم ،که اگر تو ستاره ام را در دستانت دیدی
جا نخوری . آری !
ستاره ام شهاب شد وجز یگانه آسمانی هیچ در خاطرش نبود ...
سپیده سالاری
سپیده سالاری
ای یگانه آسمان !
در را باز نکن ،که گریستن پشت در خود دنیایی دارد
ای یگانه آسمان! پنچره را باز نکن ،که بودن آنسوی شیشه از شکستن آنسوی سنگ زیباتر است .
asal amri
asal amri
چه سخته دل بریدن از دلتنگی هایی که هر ثانیه واست تکرار میشه
چه سخته نوشتن نگفته هایی که هر بار واسه نگفتنشون اتیشت میزنن
چه سخته دیدن گذشته هایی که واسشون جون کندی اما تموم شدن
چه سخته تحمل بعضی از شنیدنی هایی که...
وچه سخته به فراموشی سپردن اونی که باعث ایناست....

<img src="http://taksarnevesht.persiangig.com/image/dey/55.jpg" />
nejatmashoodi
nejatmashoodi
بیا با من که من عاشق ترینم،بدون تو درخت بی زمینم،بیا با من که دچار قهر و لبخند تو باشم.
آدرس پست آدرس پست 2 کد پست 1515232 توسط موبایل
سپیده سالاری
سپیده سالاری
صدای چک چک اشکهایت را از پشت دیوار زمان می شنوم ،ومی شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ،برای ستاره ها ساز دلتنگی می زنی ومن می شنوم ،می شنوم هیاهی زمانه را که تو را از پریدن وپر کشیدن باز میدارد .
آه ای شکوه بی پایان ،ای طنین شور انگیز ،من می شنوم به آسمان بگو که من می شکنم !
هر آنچه تو را شکسته می شنوم ،هر آنچه در سکوت تو نهفته می شنوم ....
صفحات: 1 2 3 4 5 6
لطفا عضو شوید