تکواژه ها

 Public Group - poem - 4 Members
Group Info
reza
پس از آن غروب رفتن ، اولین طلوع من باش من رسیدم رو به آخر ، تو بیا شروع من باش شب و از قصه جدا کن ، چکه کن رو باورمن خط بکش رو جای پای گریه های آخر من اسم تو ببخش به لبهام ، بی تو خالیه نفسهام خط بکش ...View More
تکواژه ها
reza
همچو پاییزم، به رنگ زرد عادت کرده ام با غم و اشک و دل پر درد عادت کرده ام... در میان دوستان هرچند زیباست زندگی من به همراهی هر نامرد عادت کرده ام ... آرزوی چه چه بلبل به سر دارم ولی با هیاهوی سگ و...View More
reza
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست زندگی راز دل مادر من، زندگی پینه ی دست پدر است زندگی مثل زمان در گذر است زندگی آب روانی است روان می‌گذرد.. آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد...View More
reza
سلام داداش گلم. لایییک به خودت و گروه قشنگت
Load More