قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
فیس بوک ایران

اطلاعات گروه

آی دی گروه 1495
نام گروه ایران ما
دسترسی گروه گروه عمومی
پست ها 20380 پست
تعداد کاربر 229 کاربر
وضعیت شما عضو نیستید
صاحب گروه 0

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

کاربران فعال امروز

برچسب‌های کاربری

ایران ما

گروه عمومی · 229 کاربر · 20380 پست
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
@spring

قلب من خانه ی عشـــق است

وتو مهمان منـــی

چشم من روشن از اسمت شده

چشمـــان منــــی

حرفهــایـت شـــــده آرامـــــش

هر روز و شبــم

همچو پروانه ی عشقــــــی و

تو در جان منــــی ...
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
دلـتنگــی
پيچيــده نيســــت
یـک دل
یک آسمان
یـک بغــض

وآرزوهــاي تـَـرک خـورده
به همين ســادگـی
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ﺍﻣﺸﺐ ﻣﻨﻢ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺗﻮ

ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﻭ ﺩﺍﻣﺎﻥ ﺗﻮ

ﻳﺎ ﻗﻔﻞ ﺩﺭ ﻭﺍ ﻣﻰ ﻛﻨﻰ،

ﻳﺎ ﺗﺎ ﺳﺤﺮ ﺩﻑ ﻣﻰ ﺯﻧﻢ.....
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
تنهایی‌ام را با لیوان‌های روی میز اندازه می‌گیرم

جایت در نیمه‌های پُـر، خـالی‌سـت

در نیمه‌های خالی، خالی‌ست


دهانم را می‌بندد

تلخِ حرف‌هایی که از گوش‌های تو بزرگ‌ترند

چشم‌هایم را، خوابی عمیق که تعبیرش تو نیستی

و «نیستی» معلم سختگیری‌ست

که «میم مالکیّت» را

از تمام دستور زبان‌ها خط زده ا‌ست




«شب به‌خیر عزیزش»
فردا، دیگر تو را به یاد نخواهم آورد

و هر دو نیمۀ لیوانت را کسی پر خواهدکرد

که از موقّتی بودنِ دستورهای زبان

چیزی نمی‌داند
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
یک قفل زدم بر دل و پیمانه شکستم

ساقی نظر انداخت ، به میخانه نشستم

بر چشم زدم طعنه ، که این بار ، نبازی

زان ، مستی ِ چشمش ، دل ِ دیوانه شکستم

گفتم ، نزنم زخمه بر این ساز ِ مخالف

با نغمه ی ِ تارش به طربخانه نشستم

دیدم نتوان بگذرم از مستی ِ عشقش

مجنون شدم و از خود و بیگانه شکستم

تا آنکه نسوزم ، به ره عشق ، دگر بار

بر شمع ِ رخش ، باز چو پروانه ، نشستم

مستانه وضو کردم و در محضر ِ ساقی

افسانه و پیمانه و بتخانه ، شکستم
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
خسته‌ام از حبس و دیوار و قفس
خسته‌ام از حجم سنگین نفس
خسته‌ام از دیدن هر منظره
از طبیعت از درون هر پنجره

خسته‌ام از خستگی و سادگی
خسته‌ام از عشق و از دل دادگی...
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
درد من را بگذارید به شیدایی خویش
ساغرم را بگذارید به اغوایی خویش

چه هراسی ست مرا درد دمادم بدهند؟
خو گرفته به غمم صرف شکیبایی خویش

عشق فرموده که رسوای جهانی بشوم
حال من را بسپارید به رسوایی خویش

همچو فواره که در اوج بیفتد ز غرور
در سقوطم ز نفس های تماشایی خویش

من همان خشت فرو ریخته از زلزله ام
که دگر نیست در اندیشه ی برپایی خویش

بعد مرگم بنویسید که عهدش نشکست
تا ابد ماند وفادار به تنهایی خویش
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
نمیدانم تو جای خالی مرا با که پرکرده ای...
ولی...
من جای تورا باهمین نوشته های تلخ پر میکنم..
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
به احمقانه ترین شکل ممکن

دلتنگ کسی هستم

که هیچ خیابانی را

با او قدم نزده ام

"اما او در تمام خاطرات من راه مي رود"
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
چــقــدر...

زنـدگـی قـشـنـگ مـی شـود....

وقـتـی کـسـی را داشـتـه باشـی

کـه پـا بـه پـای تـو

دیـوانـگـی کـنـد....!
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
میدانستـَـــــــــم رویـــــــــــــــا بود

[ مــَــن و تـــــُــــو ]

بَعــید بـود آن هَمه خــــــوشبختی !!!

حَتـــی در تَـــصـور ِخُـدا هـم نبود...

حَق داشتــــ که بـرآورده نکرد ‏
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
دلم برای حماقتهای هفده هجده سالگیم تنگ شده!!
برای وقتی که بهترین خواننده ها لیلا فروهر و منصور بودن و بهترین رمان دنیا بامداد خمار !!!دلم برای وقتی که فکر میکردم هزار سال دیگه وقت دارم تا صاحب رویایی ترین عشق دنیا باشم و یکی نزاره حتی خودم در ماشین رو باز کنم تنگ شده.
دلم برای وقتهایی که بی دغدغه ساعتها می خوابیدم و جز خواب خوش هیچ خوابی نمیدیدم تنگ شده.
دلم برای روزهاییکه تا سی سالگی قرن ها راه بود و به نظرم سی ساله ها خیلی گنده بودند تنگ شده .
دلم برای دغدغه ها و دلخوشیهای کوچیک ،آرزوهای بزرگ
تنگ شده!!!
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
❤❤❤
❤❤

همین که به خوابم می آیی بس است قناعت از این مزخرف تر ؟
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
نمی دانم چه رابطه ایست ؟
بین نبودنت با رنگ ها
دلتنگ تو که میشوم
زندگی ام سیاه می شود
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
به خاطر تو هر‏کاری ممکن است
از من سر بزند،
حتی ممکن است
در بند پایانی این شعر
به مغزم شلیک کنم...
صفحات: 1 2 3 4 5