قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
photo_2017-10-21_19-20-47.jpg photo_2017-10-21_09-05-01.jpg photo_2017-10-14_12-24-46.jpg photo_2017-10-12_14-45-32.jpg
محمد

سوال کن تا بگم [درباره]
محمد فرياد مي زند:
_
52
محمد
وضعيت: (آفلاين)
796 پست
مرد
امتياز: 10858.9
ميانگين روز:0.49
ميانگين ماه:14.21
ميانگين سال:132.67
نام : محمد
حالت من : آروم و عادی
تولد : 1393-01-01
تاهل : m - مجرد
دین : اسلام
شهر : تهران
تحصیلات : لیسانس
شغل : مدیر
ظاهر : وزن: 75 - قد: 178
سربازی : رفته ام
سیگار : نمی کشم
گوشی : سامسونگ
ماشین : 206
دوست : خودم
علایق : خواب مطالعه

آخرین بازدیدکنندگان

مخصوص اعضا VIP

برچسب ‌های کاربردی

محمد
محمد
تو مقصری اگر من دیگر ” من سابق ” نیستم !
من را به من نبودن محکوم نکن !
من همانم که درگیر عشقش بودی !
یادت نمی آید ؟!
من همانم !
حتی اگر این روز ها هر دویمان بوی بی تفاوتی بدهیم
محمد
محمد
سلام به همه دوستای گلم من اومدم

https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/3/33/Lilium_bulbiferum_mg-k.jpg/120px-Lilium_bulbiferum_mg-k.jpg
محمد
محمد
فیس بوک ایران
محمد
محمد
ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﻐﻠﯿﻤﻮﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﺯﯾﺮ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺩﺍﺷﺖ
ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ
اکبر ﺷُﺮﺗﯽ !


.
.
.
.
.
.
.

ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﻣﻐﺎﺯﺷﻮ ﻋﻮﺽ کرد کتابفروشی زد
الان میگن کتابفروشی اکبر شُرتی
محمد
محمد
مقدس ﺗﺮﯾڹ ﻣڪاڹ دنيـــــا

ﻧﻪ ڪعبہ ﺍﺳﺖ
ﻧﻪ ﻭﺍﺗﯿڪﺎﻥ
ﻧﻪ ﺑﯿﺖﺍﻟﻤﻘﺪﺱ
ﻧﻪ ﺗﺒﺖ ...

ﺑﻠڪہ ﺧﺎنہ ﺍﯾﺴﺖ ڪﻪ ﺩﺭ ﺁڹ ﻣﺎﺩﺭ ﺣﺮﻣﺖ ﺩﺍﺭد !!!

: مرا به ڪعبه چہ حاجت؟

طواف می ڪنم “مادرے'' را ڪہ براے لمس دستانش هم وضو باید گرفٺ ...
1 امتیاز + مشاهده لایک
محمد
محمد
مقدس ﺗﺮﯾڹ ﻣڪاڹ دنيـــــا

ﻧﻪ ڪعبہ ﺍﺳﺖ
ﻧﻪ ﻭﺍﺗﯿڪﺎﻥ
ﻧﻪ ﺑﯿﺖﺍﻟﻤﻘﺪﺱ
ﻧﻪ ﺗﺒﺖ ...

ﺑﻠڪہ ﺧﺎنہ ﺍﯾﺴﺖ ڪﻪ ﺩﺭ ﺁڹ ﻣﺎﺩﺭ ﺣﺮﻣﺖ ﺩﺍﺭد !!!

: مرا به ڪعبه چہ حاجت؟

طواف می ڪنم “مادرے'' را ڪہ براے لمس دستانش هم وضو باید گرفٺ ...
محمد
محمد
ایــــــــــــــــن از کــــجا اومــــــــــد؟؟؟! "
.
.
.
.
.
رایج ترین سوال سرِ کلاس های ریاضی
1 امتیاز + مشاهده لایک
محمد
محمد
ﺁﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﻲ ﺑﺎﺵ ، ....
ﺻﺪﺍﻗﺖ ﻣﺆﺛﺮﺗﺮﻳﻦ ﺗﻴﺮﻱ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻗﻠﺐ ﻫﺪﻑ ﻣﻲﻧﺸﻴﻨﺪ ، ....
ﻫﺪﻓﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻧﻘﺸﻪﻫﺎﻱ ﺟﻮﺭﺍﺟﻮﺭ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﻣﮑﻦ ، ...
ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ، ....
ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﺎﺵ ، ... ﻧﻪ ﺫﻟﻴﻞ ، ...
ﺷﻮﺥ ﺑﺎﺵ ، ... ﻧﻪ ﻣﺴﺨﺮﻩ ، ....
ﺁﺯﺍﺩﻩ ﺑﺎﺵ ،، ... ﻧﻪ ﻳﺎﻏﻲ ، ...
ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺵ ، ... ﻧﻪ ﺳﺎﺩﻩ ، ....
ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ، ... ﺭﺍﺿﻲ ﺑﺎﺵ ، .... ﻧﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﺿﻲ ، ...
ﺻﺒﻮﺭ ﺑﺎﺵ ، ... ﻧﻪ ﺩﺭ ﮐﻤﻴﻦ ، ....
ﺁﻧﻮﻗﺖ ﺧﻮﺍﻫﻲ ﺩﻳﺪ ﮐﻪ ﮐﻠﻴﺪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺧﻮﺍﻫﻲ ﺩﺍﺷﺖ
محمد
محمد
شاهكاري از مولانا :
عاقبت خاك شود حسن جمال من و تو
خوب و بد مي گذرد واي به حال من و تو
قرعه امروز به نام من و فردا دگري
مي خورد تير اجل بر پر و بال من و تو
مال دنيا نشود سد ره مرگ كسي
گيرم كه كل جهان باشد از آن من و تو....
هر مرد شتربان اویس قرنی نیست
هر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیست
هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد
هر احمد و محمود رسول مدنی نیست
بر مرده دلان پند مده خویش میازار
زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست
جایی که برادر به برادر نکند رحم
بیگانه برای تو برادر شدنی نیست...
1 امتیاز + مشاهده لایک
محمد
محمد
در ژاپن مردمیلیونری برای درد چشمش درماني پیدا نمیکرد
بعداز ناامید شدن ازاطباء پیش راهبی رفت
راهب به او پیشنهاد کرد به غیر از رنگ سبز به رنگ دیگری نگاه نکند
وی پس ازبازگشت دستور خرید چندين بشکه رنگ سبز را داد و همه خانه را رنگ سبز زدند همه لباسهایشان را
و وسایل خانه و حتی ماشینشان رابه رنگ سبز تغییر دادند
و چشمان او خوب شد.
تا اینکه روزی مرد میلیونر راهب را برای تشکر به منزلش دعوت کرد
زمانیکه راهب به محضر ميليونر میرسد جویای حال وی میشود
مرد میلیونر میگوید:
خوب شدم
ولی این گرانترین مداوایی بود که تا به حال داشته ام...
راهب با تعجب گفت اتفاقا این ارزانترین نسخه ای بوده که تجویز کرده ام
برای مداوا،تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز تهیه ميكرديد !!

برای درمان دردهايت،
نمیتوانی دنیا را تغییردهی...
بلکه با تغییر نگرشت میتوانی دنیا را به کام خود دربیاوری
تغییر دنیا کار احمقانه ایست
ولي، تغییرنگرش ارزانترین و موثرترین راه است.
2 امتیاز + مشاهده لایک
محمد
محمد
ز دانا بپرسید پس دادگر
که «فرهنگ» بهتر بود یا گهر؟

چنین داد پاسخ بدو رهنمون
که «فرهنگ» باشد ز گوهر فزون

که فرهنگ آرایش جان بود
ز گوهر سخن گفتن آسان بود

گهر بی هنر زار و خوار است و سست
به فرهنگ باشد روان تندرست

در دانش از گنج نامی تر است
همان نزد دانا گرامی تر است

سخن ماند از ما همی یادگار
تو با گنج دانش برابر مدار

فردوسی
محمد
محمد
تــو یـه جـاده احـساس قـدم زدن ..

صـدای نفســهام در آغـوش بیــــابـان رهــا ..

مـوهــایـم بـه ســاز نـَسـیـم جـــاده , رقصـــان و بی هــدف ..

دَسـت تکــان دادن بـــرای رویــــاهـا,خــاطرات ..

دور شــُدن از نــگاه های حـسرت وار ..
محمد
محمد
آدم وقتی دستش به جای نمی رسد
سراغ آرزوها می رود
ارزوهایش که محال شد
غرق می‌شود در خاطراتش
Maryam Sharafi's photo.
محمد
محمد
(این پست واقعا قشنگه حتما بخونید)

بر خاکی نشسته بودم
که خدا آمد و کنارم نشست!
گفت: مگر کودک شده ای، که با خاک بازی ميکنی!
گفتم: نه! ولی...
از بازی آدمهايت خسته شده ام!
همان هايی که حس می کنند هنوز خاکم
و روح تو در من دَميده نشده
من با اين خاک بازی ميکنم، تا آدمهايت را بازی ندهم!
خدا خنديد...
پرسيدم خدايا
چرا از آتش نيستم!؟
تا هر که قصد بازی داشت را بسوزانم!
خدا اما ساکت بود!
گويا از من دلخور شده بود!
گفت:
تو را از خاک آفريدم
تا بسازی، نه بسوزانی...!
تو را از خاک از عنصری برتر ساختم
از خاک ساختم
که با آب گل شوی و زندگی ببخشی...
از خاک که اگر آتشت بزنند
باز هم زندگی ميکنی و پخته تر ميشوی...
با خاک ساختمت تا همراه باد برقصی...
تو را از خاک ساختم
تا اگر هزار بار آتش و آب و باد تو را بازی داد
تو برخيزی...
سر برآوری...
در قلبت دانهٔ عشق بکاری...
و رشد دهی و از ميوهٔ شيرينش لذت ببری...
تو از خاکی
پس به خاکی بودنت ببال
و من هيچ نداشتم برای گفتن به خدا!
محمد
محمد
سلام به همه دوستای گلم من اومدم
صفحات: 11 12 13 14 15