قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
``♥ ماهرخسار عشقم گروه باران♥ ``

67
``♥ ماهرخسار عشقم گروه باران♥ ``
وضعيت: (آفلاين)
735 پست
زن
امتياز: 2832.3
ميانگين روز:0.44
ميانگين ماه:12.89
ميانگين سال:122.5
نام : ``♥ ماهرخسار عشقم گروه باران♥ ``
حالت من : مریض
تولد : 1373-10-24
تاهل : f - مجرد
دین : اسلام
شهر : کردستان
شغل : دانشجو
ظاهر : وزن: 60 - قد: 165
گوشی : SONY-XPERIA
دوست : ♥♥
علایق : بسکتبال-دوچرجه سواری-شنا-گوش دادن آهنگ های اروم. موتورسواریـــــــــ...ـــــــــ.ــــــــ...ـــــــــــــ....

آخرین بازدیدکنندگان

مخصوص اعضا VIP

برچسب ‌های کاربردی

``♥ ماهرخسار عشقم گروه باران♥  ``
``♥ ماهرخسار عشقم گروه باران♥ ``
سلام دوستان کسی منو یادش میاد؟
آدرس پست آدرس پست 2 کد پست 40262776 توسط موبایل
``♥ ماهرخسار عشقم گروه باران♥  ``
``♥ ماهرخسار عشقم گروه باران♥ ``
مسولین عزیز شما دقیقا یکساله که قسمت حذف اکانت رو بستید و همش میگید فعلا فعلا نمی شه ک ب زور کاربرا رو. نگهدارید من میخوام برم بابا
``♥ ماهرخسار عشقم گروه باران♥  ``
``♥ ماهرخسار عشقم گروه باران♥ ``
فیس بوک ایران
{-35-}
سامــــــــــــــــی
سامــــــــــــــــی
موشی درخانه تله موش دید ، به مرغ وگوسفندو گاو خبردادهمه گفتند : تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد. ماری درتله افتاد و زن خانه راگزید ، ازمرغ برایش سوپ درست کردند ، گوسفند را برای عیادت کنندگان سربریدند ؛ گاورابرای مراسم ترحیم کشتند وتمام این مدت موش درسوراخ دیوار مینگریست ومیگریست
3 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط mahrokhsar
سامــــــــــــــــی
سامــــــــــــــــی
خداوندا ، جای سوره ای به نام "عشق" در قرآن تو خالیست ، که اینگونه آغاز شود : و قسم به روزی که دلت را میشکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت
2 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط mahrokhsar
سامــــــــــــــــی
سامــــــــــــــــی
من تو را هنوز مثل تمام شدن مشق شبم دوست دارم
3 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط mahrokhsar
سامــــــــــــــــی
سامــــــــــــــــی
آسمانم انتهایش قلب توست ، مهربان این آسمان از آن توست ، آسمانم هدیه ای از سوی من ، تا بدانی قلب من هم یاد توست
1 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط mahrokhsar
سامــــــــــــــــی
سامــــــــــــــــی
شماره ناشناس
ناشناس : سلام خوشگله ،دوست پسر داری ؟
-بله ،شما؟
-من داداشتم ،صبر کن بیام خونه، حسابتو میرسم .
شماره ناشناس بعدی :
-دوست پسر داری؟
-نه نه اصلا
-من دوست پسرتم ……واقعا که …:(
-عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!!
- خوب داداشتم دیگه ،صبر کن خونه برسم من میدونم و تو…
1 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط mahrokhsar
K@RK@S
K@RK@S
ﻣــــﺮﺩ ﻫﻢ ﻗﻠـــــﺐ ﺩﺍﺭﺩ
ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯾﺶ ..
ﯾﻮﺍﺵ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺻﺪﺍﯼ ﻗﻠﺐ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺍﺳﺖ ....
ﻣﺮﺩ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺧﻠﻮﺗﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺸﻘﺶ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﺪ ....
ﺷﺎﯾﺪ ﻧـــﺪﯾــــــﺪﻩ ﺑﺎﺷﯽ ..
ﺍﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻟﺒﻮﻡ ﺩﻟﺘﻨﮕﯿﺶ ﻗﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ..
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺯﻥ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ...
ﺳﯿﻨــــــــﻪ ﺭﺍ ﺟﻠﻮ ﻣﯿﺪﻫﺪ ..
ﺻﺪﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﮐﻠﻔﺖ ﺗﺮ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...
ﺗﺎ ﻣﺒﺎﺩﺍ ...
ﻟﺮﺯﺵ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯽ ...
ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ...
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ....
ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﯾﮏ ﺯﻥ ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺷﯽ ...
ﻧﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺯﻭﺭِ ﺑﺎﺯﻭﻫــﺎ !
ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻣﯿﺸﻮﺩ ..
ﻭﻟﯽ،ﮔﺮﯾﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ...
ﺑﭽﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ....
ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ...
ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ....
ﺗﻤﺎﻡ ﺁﺭﺯﻭﯾﺶ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺮ ﺭﻭﯼ ﭘﺎﻫﺎﯾﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ ...
ﺗﺎ ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﮐﻨﯽ ..
ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﯼِ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺗﻮﺳﺖ
ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺗــــﻮ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﺩ .....
ﭼﻮﻥ ﻭﻗﺖ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ....
ﺧﺎﻃﺮﻩ ﯼ ﺗــــﻮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...

خاص»»»»»»» GH
img1437815693781.jpg
3 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط mahrokhsar
K@RK@S
K@RK@S
لمس کن کلماتی ر اکه برایت می نویسم …
تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست … تا بدانی نبودنت آزارم می دهد
… لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان … که از قلبم بر
قلم و کاغذ می چکد …
لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است … لمس کن لحظه هایم را …
تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم، لمس کن این با تو نبودنها را.
باز نشر توسط mahrokhsar
K@RK@S
K@RK@S
ﺩﺭﺩﻫــــــــﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻻﯾــــــــﮏ ﮐـــــﺮﺩﻧــــﺪ ﻭ ﮔﻔـــــﺘﻨﺪ ﺯﯾــــــــﺒـــــــﺎ ﺑــــــﻮﺩ . ﻧﻤـــــﯿﺪﺍﻧﺴـــــﺘﻢ ﻣﮕـــــﺮ ﺩﺭﺩ ﻫــــــــﻢ ﺯﯾﺒــــــــﺎ ﻣﯿــــــــﺸﻮﺩ ؟ ﻫـــــﯽ ﺭﻓــــــــﯿــــــــﻖ ﻣﺠــــــــﺎﺯﯼ ﻣــــــــﻦ ... ﻧﻮﺷــــــــﺘﻪ ﻫـــــــﺎﯾــــــــﻢ ﺩﺳــــــــﺖ ﺧــــــــﻮﺩﻡ ﻧﯿﺴـــــــﺖ ﺩﻟــــــــــــــــﻢ ﻣﯿـــــــﻨﻮﯾــــــــﺴﺪ ﻭ ﻣــــــــــــــــﻦ ... ﻓﻘﻂ ﻧــــــــﮕﺎﻩ ﻣـــﯽ ﮐﻨــــﻢ . و حــــســــرت مــــی خــــورم ﺑــــﻪ ﻋــــﺒﻮﺭ ﺭﻭﺯﻫــــــــﺎﯾﻢ ﻭ ﺩﻏــــــــﺪﻏﻪ ﻫــــــــﺎﯼ ﻓـــــــﺮﺍﻣــــــﻮﺵ ﺷــــــــﺪﻩ ﺍﻡ ... ﺷــــــــﺎﯾـــﺪ ﺁﺭﺍﻡ ﺗــﺮ ﻣــــــﯽ ﺷـــــﺪﻡ ﻓﻘــﻂ ﻭ ﻓﻘـــﻂ ... ﺍﮔــــــﺮ ﻣﯿــــﻔﻬـــﻤـــﯿﺪﯼ ... ﺣﺮﻓـــــــﻬـــــــﺎﯾـــــــﻢ ﺑﻪ ﻫـــﻤــــﯿـــﻦ ﺭﺍﺣﺘـــــــﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧــــﻮﺍﻧــــﯽ ﻧـــﻮﺷــــﺘﻪ ﻧﺸــــــــﺪﻩ ﺍﻧـــــــد ...

کامنت پلیز
2 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط mahrokhsar
K@RK@S
K@RK@S
K@RK@S
چه نسلي بودیم !
نسل انتخاب بین بد و بدتر ! ...
به ما که رسید رودخانه ها خشکید ، جنگل ها سوخت و ابر ها نبارید
دل به هر کس دادیم ، قبل از ما دل داده بود
نسلی هستیم نه به پدرمان رفتیم و نه به مادرمان ..... بلکه به فنا رفتیم
نسلی هستیم از بیرون تحریم شدیم !!!! از داخل فیلتر ....
هم از دزد می ترسیم هم از پلیس !!!
حیف .... !!!!
نسل دیدن و نداشتن ، خواستن و نتوانستن ،رفتن و نرسیدن
نسل آرزو های که تا آخرش بر دل ماند
نسل آهنگ های سوزناک
نسل طلاق هفتاد درصد
نسل فیس بوک و پلاس از سر بی کسی
نسل درد و دل با هر کسی
نسل ماندن سر بی راهی
نسلی که ناله های همو فقط لایک می کنیم
نسل خوابیدن با اس ام اس
نسل جمله های کوروش و دکتر شریعتی ...
نسل کادو های یواشکی
... یادمان باشد وقتی به جهنم رفتیم بگوییم یادش بخیر آن دنیا هم‌‌ جهنمی داشتیم
.. سگ دو زدیم برای آغاز راهی که قبل از ما هزاران نفر به آخر خطش رسیده بودند
تنها نسلی هستیم که هرگز نخواهیم گفت جوانی کجایی که یادت بخیر!'!!!

کامنت و لایک یادتون نره
1 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط mahrokhsar
`☂``نسترن مدیر گروه باران ``☂``
`☂``نسترن مدیر گروه باران ``☂``
زمین در انتظار تولد یک برگ.....
من در حال شمارش معکوس.....
سفر همیشه پایان نیست.......
گاه آغاز پرواز است........

فیس بوک ایران
باز نشر توسط mahrokhsar
K@RK@S
K@RK@S
یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود. اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.

اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم.

زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست .

وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید: "من چقدر باید بپردازم؟"

و او به زن چنین گفت: "شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد. همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"
***


چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.

او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید. وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره ، زن از در بیرون رفته بود، درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.

وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود. در یادداشت چنین نوشته بود: "شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم اگر تو واقعا خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!".

همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر می کرد به شوهرش گفت:
"دوستت دارم اسمیت همه چیز داره درست میشه..."


به دیگران کمک کنیم بلاخره یک جا یکی به ما کمک
میکنه و قول بدیم كه نگذاریم هیچ وقت زنجیر عشق به ما ختم بشه ...
1 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط mahrokhsar و nastaran1370
`☂``نسترن مدیر گروه باران ``☂``
`☂``نسترن مدیر گروه باران ``☂``
هر ثانیه که می‌گذرد
چیزی از تو را با خود می‌برد
زمان غارتگر غریبی است
همه چیز را بی اجازه می‌برد
و تنها یک چیز را همیشه فراموش می‌کند ...
حس" ِ دوست داشتن ِ" تو را...

فیس بوک ایران
1 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط mahrokhsar
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15
{-1-} {-2-} {-3-} {-4-} {-5-} {-6-}
{-7-} {-8-} {-9-} {-10-} {-11-} {-12-}
{-13-} {-14-} {-15-} {-16-} {-17-} {-18-}
{-19-} {-20-} {-21-} {-22-} {-23-} {-24-}
{-25-} {-26-} {-27-} {-28-} {-29-} {-30-}
{-31-} {-32-} {-33-} {-34-} {-35-} {-36-}
{-37-} {-38-} {-39-} {-40-} {-41-} {-42-}
{-43-} {-44-} {-45-} {-46-} {-47-} {-48-}
{-49-} {-50-} {-51-} {-52-} {-53-} {-54-}
{-55-} {-55-} {-57-} {-58-} {-59-} {-60-}