قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
احسان

5
احسان
وضعيت: (آفلاين)
53 پست
مرد
امتياز: 79.75
ميانگين روز:0.04
ميانگين ماه:1.13
ميانگين سال:10.6
نام : احسان
تولد : 0000/00/00
تاهل : m -
احسان
احسان
بی تابم نمیشوی
بی قراری نمیکنم
فراموشی مان مبارک...









اين روزها

همه چيز مرا پرت ميكند!

به تمام لحظاتي كه

در كنار تو گذشت ...
@baran6262
احسان
احسان
پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی
دوستدار تو پدر
پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام
۴ صبح فردا ۱۲ نفر از مأموران Fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند
پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم

هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید
مانع ذهن است . نه اینکه شما یا یک فرد کجا هستید.







پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی
دوستدار تو پدر
پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام
۴ صبح فردا ۱۲ نفر از مأموران Fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند
پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین ک
احسان
احسان
@1370000001


دختري بود نابينا
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنيا تنفر داشت
و فقط يکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنين گفته بود
« اگر روزي قادر به ديدن باشم
حتي اگر فقط براي يک لحظه بتوانم دنيا را ببينم
عروس **** گاه تو خواهم شد »

***
و چنين شد که آمد آن روزي
که يک نفر پيدا شد
که حاضر شود چشمهاي خودش را به دختر نابينا بدهد
و دختر آسمان را ديد و زمين را
رودخانه ها و درختها را
آدميان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست

***
دلداده به ديدنش آمد
و ياد آورد وعده ديرينش شد :
« بيا و با من عروسي کن
ببين که سالهاي سال منتظرت مانده ام »

***
دختر برخود بلرزيد
و به زمزمه با خود گفت :
« اين چه بخت شومي است که مرا رها نمي کند ؟ »
دلداده اش هم نابينا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسري با او نيست

***
دلداده رو به ديگر سو کرد
که دختر اشکهايش را نبيند
و در حالي که از او دور مي شد گفت
« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشي »
احسان
احسان
لبانم می خندد
اما چشمهایم می خواهند ببارندد
سنگ صبورم اما
می ترسم حتی کسی
برایم سنگ تمام را نگذارد
به خدا امید دارم
اما اضطراب
سرتاپایم را فرا گرفته است
باز هم لبانم می خندد
اما بغض در سینه می خواهد
ابرهای چشمانم را بارانی کند.

@1370000001
احسان
احسان
من پذیرفتم شکست خویش را!

من پذیرفتم که عشق افسانه است!

این دل درد آشنا دیوانه است!

میروم شاید فراموشت کنم!

یا فراموشی هم آغوشت کنم!

میروم از رفتنم دل شاد باش!

از عذاب دیدنم آزاد باش!

گرچه تو تنهاتر از من میشوی!

آرزو دارم ولی عاشق شوی!

آرزو دارم بفهمی درد را!
تلخیه برخوردهای سرد را!
@SADAF18
احسان
احسان
می دونی چیه؟
...
نمی دونی؟
...
فکر کن!
...
من بگم؟
...
بابا دوستت دارم!
...
تو رو؟
نه! بابامو می گم!
@SADAF18
احسان
احسان
قدیما به عروس و داماد سر عقد سکه تمام هدیه می دادن... بعد شد نیم سکه، بعد ربع سکه، بعد... اگر همین طور پیش بره باید به عروس و داماد سر عقد بگیم آفرین! آفرین
احسان
احسان
--------------------------------------------------------------------------------
احسان
احسان
نَتَرس بیـــــا




اینجـــا تاریک نیست




اینجـــا جاییست رویایی مخصوص تو




پشیمان نمیشوی




بدون ترس در آن قدم بُگذار




فقط کمی تَرَک دارد




اینجـــا قلبِ من است !
احسان
احسان
داشتم عکسای گوشیمو نگاه می کردم ،رسیدم به یه عکس که روش نوشته بود :

... چه آسان می توان از یادها رفت ...


واقعا چه آسان از یادت رفتم.......

@R-O-Z-H-I-N
احسان
احسان
@asal1362






برچسب‌ها: متن عاشقانه کوتاه, متن عاشقانه غمگین, متن عاشقانه جدید, متن عاشقانه قشنگ, متن زیبای عاشقانه
آرشيو نظرات هوای تو........
تاريخ : دوشنبه 1392/04/10 | 3:16 | نويسنده : لیلی

چقَـבر پــَـر می ڪِشَـב دلـَـ♥ــمـ (●)

♥ بـﮧ هــَـ♥ــوآی تـُـو (●)

♥ اِنگـــآر تَمـآمـِ پـَرَنـבه ـهآی جَهـآטּ בر قـَلبـ♥ـَمـ (●)

♥ آشیــ♥ـآنـِـﮧ ڪَرבه اَنـב (●)


برچسب‌ها: متن عاشقانه کوتاه, متن عاشقانه غمگین, متن عاشقانه جدید, متن عاشقانه قشنگ, متن زیبای عاشقانه
آرشيو نظرات جهنمت را می خواهم......
تاريخ : شنبه 1392/04/08 | 23:12 | نويسنده : لیلی

خدایا!

در انجماد نگاهای سرد این مردم دلم برای جهنمت تنگ شده؟؟؟؟





برچسب‌ها: متن عاشقانه کوتاه, متن عاشقانه غمگین, متن عاشقانه جدید, متن عاشقانه قشنگ, متن زیبای عاشقانه
آرشيو نظرات جرات نمیکنم.......
تاريخ : یکشنبه 1392/04/02 | 2:52 | نويسنده : لیلیﮔﺎﻫـﮯﺣﺘـﮯ ﺟﺮﺍﺕ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺭﺍﻧـﮕﺎﻩ ﮐـﻨـــﻢ ،ﮐﻪ ﺑـﺒـﯿـﻨـﻢﺟـﺎﻡ

ﺧﺎﻟﯿـﻪ ، ﯾﺎ ﻧـﻪ !؟...








برچسب‌ها: متن عاشقانه کوتاه, متن عاشقانه غمگین, متن عاشقانه جدید, متن عاشقانه قشنگ, متن زیبای عاشقانه
آرشيو نظرات این روزها بدجور دلم گرفته .........
تاريخ : یکشنبه 1392/04/02 | 2:36 | نويسنده : لیلی


اگر دلت گرفت...

سکوت کن...

این روزها هیچکس معنی دلتنگی را نمیفهمد!!!









برچسب‌ها: متن عاشقانه کوتاه, متن عاشقانه غمگین, متن عاشقانه جدید, متن عاشقانه قشنگ, متن زیبای عاشقانه
آرشيو نظرات چه آسان می توان از یادها رفت ....
تاريخ : یکشنبه 1392/04/02 | 2:27 | نويسنده : لیلی






داشتم عکسای گوشیمو نگاه می کردم ،رسیدم به یه عکس که روش نوشته بود :

... چه آسان می توان از یادها رفت ...


واقعا چه آسان از یادت رفتم.......










برچسب‌ها: متن عاشقانه کوتاه, متن عاشقانه غمگین, متن عاشقانه جدید, متن عاشقانه قشنگ, متن زیبای عاشقانه
آرشيو نظرات من مجنون ترین لیلا ی تاریخم........
تاريخ : یکشنبه 1392/04/02 | 2:21 | نويسنده : لیلی




تورفتي ودوست داشتن هايم

زيرپايت له شد

ومن بي توچه تنهاشدم

وبه دنيا نشان دادم

كه من مجنون ترين ليلاي تاريخم



برچسب‌ها: متن عاشقانه کوتاه, متن عاشقانه غمگین, متن عاشقانه جدید, متن عاشقانه قشنگ, متن زیبای عاشقانه
آرشيو نظرات چه ساده لوحانه باورت کردم
احسان
احسان
باید بازیگر شوم ،
آرامش را بازی کنم …
باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم …
باز باید مواظب اشک هایم باشم …
باز همان تظاهر همیشگی : ” خوبم …

@asal1362
احسان
احسان
داغ دلم داره تازه میشه قراره که بازببینمش فک نکنم طاقت بیارم @1370000001
احسان
احسان
پس توکجایی @1370000001
احسان
احسان
موتور میوم تومورمی معنی کن @1370000001
صفحات: 1 2 3 4