قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
photo_2018-06-25_19-09-55.jpg IMG_20170531_152403449.jpg 1500885035346.jpg Screenshot_۲۰۱۶-۰۶-۱۵-۰۳-۱۸-۱۸.png
ALIREZAᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ-ارشد روانی های فیسᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ

میگ میگشونم:ِd [درباره]
ALIREZAᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ-ارشد روانی های فیسᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ فرياد مي زند:
_
196
ALIREZAᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ-ارشد روانی های فیسᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
وضعيت: (آفلاين)
6314 پست
مرد
امتياز: 24693.65
ميانگين روز:3.66
ميانگين ماه:108.86
ميانگين سال:1052.33
نام : ALIREZAᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ-ارشد روانی های فیسᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
حالت من : بی حوصله
تولد : 1377-11-03
تاهل : m - مجرد
دین : اسلام
شهر : فارس
تحصیلات : دکترا و بالاتر
سربازی : معاف
سیگار : نمی کشم
گوشی : SAMSUNG

آخرین بازدیدکنندگان

مخصوص اعضا VIP

برچسب ‌های کاربردی

ALIREZAᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ-ارشد روانی های فیسᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
ALIREZAᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ-ارشد روانی های فیسᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
من از پا در بیام بچه چی میگی
.
.
.
.
.
.

مگه با تانک ببرنم رو تخته کلینیک
photo_2018-06-25_19-09-55.jpg
1 امتیاز + مشاهده لایک
ALIREZAᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ-ارشد روانی های فیسᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
ALIREZAᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ-ارشد روانی های فیسᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
می دونی چراشیرازی هاحافظ رو بیشترازسعدی دوست دارند؟ چون سعدی می گه بروکار کن مگوچیست کار ولی حافظ می گه برلب جوبنشین وگذرعمرببین {-7-}{-7-}{-7-}
2 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
قول دادم به کسی غیر تو عادت نکنم
از غم انگیزی این عشق شکایت نکنم

من به دنبال تو با عقربه ها می چرخم
عشق یعنی گله از حرکت ساعت نکنم

عشق یعنی که تو از آن کسی باشی و من
عاشقت باشم و احساس حماقت نکنم !

چه غمی بیشتر از این که تو جایی باشی
بشود دور و برت باشم و جرات نکنم...

عشق تو از ته دل عمر مرا نفرین کرد...
بی تو یک روز نیامد که دعایت نکنم !

بی تو باران بزند خیس ترین رهگذرم
تا به صد خاطره با چتر خیانت نکنم..

بی تو با خاطره ات هم سر دعوا دارم...
قول دادم به کسی غیر تو عادت نکنم...
4 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط migmig77
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
‌عکس هایت را ببر از خاطراتم خسته ام
مثل حوا گریه کردم مثل آدم خسته ام

من کمی آزرده ام با رفتنت بیشش نکن
چونکه رفتی از برم از بیش و از کم خسته ام

خسته بودی بی وفا،من را رها کردی ولی
من خودم اقرار کردم از خودم هم خسته ام

مثل یک باران فصلی،سیل آوردی زمین
خشکسالی بر لبم،«بارانِ نم نم»خسته ام

ظلمِ ظالم ،جور صیادی که صیدش گشته ام
کو علی دادم رسد؟ از ابن ملجم خسته ام

چیست عالم؟چیست دنیا؟چیست این چرخ کبود
ای خدا من را ببخش از هر دو عالم خسته ام

چون مسیحا تازه می کردی مرا با بوسه ای
مثل عیسی رفته ای،من مثل مریم خسته ام
5 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط migmig77
ALIREZAᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ-ارشد روانی های فیسᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
ALIREZAᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ-ارشد روانی های فیسᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
♥♥♥اصن پروفایلی که مسدود نشه مث نیمکت اول تو کلاس میمونه:|قضیه داره خخخ


@arsenali_71

کجایی رفیق:)
IMG_20170531_152403449.jpg
2 امتیاز + مشاهده لایک
ALIREZAᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ-ارشد روانی های فیسᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
ALIREZAᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ-ارشد روانی های فیسᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
نَسـ ـ ـ ـلِ هَـفتــآد ، نَسـ ـ ـ ـلِ بَـر بــآد ،،، یـه مُشتــــ فـِرِشتـه بـی بــآل و قَصـدِ پـَـــروآز . . .


3 امتیاز + مشاهده لایک
ღღ ارمغانღღ
ღღ ارمغانღღ
@mona2
دوستت ‌دارم
و این تنها
حرفــی ست که
هیچــوقت
پس‌نمی‌گیرم ...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
5 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط migmig77 و mona2
♥ارشان♥(جواد)صابر مختاری موسس سایت♥
فروش اینترنت آسیاتک
ADSL - OWA
برای کسب اطلاعات بیستر با ما در تماس باشید
تلگرام : @poemse



اخبار ورزشی
نظر سجی
کلیپ های خنده دار ورزشی
ورزش و سلامت
حرکات ورزشی

در کانال
⚽️ Nazarsut@ | نظرسوت

برای دیدن همه مطالب به قسمت مطالب دوستان بروید
2 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط migmig77 و mona2
ALIREZAᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ-ارشد روانی های فیسᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
ALIREZAᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ-ارشد روانی های فیسᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
@mona2
@ARAMISE
@HENYA
@yalda
">@Bahareh-jOon









عمق قاجعه رو چن روز پیش تو صف نونوایی دیدیم

دوتا افغانی داشتن بهم میگفتن ایران دگر جای زیندگانی نمیباشد{-33-}{-33-}
1 امتیاز + مشاهده لایک
♥ارشان♥(جواد)صابر مختاری موسس سایت♥
فصل پانزدهم تراژدی مرگ
ده سال قبل
سرهنگ : سرگرد رو صدا کنید
چشم قربان
سرگرد سریعا خودش به اتاق سرهنگ رسونده بود نفس نفس زنان احترام نظامی گذاشت
سرهنگ : بفرما
پرونده ای جدید داریم که باید سریع حل بشه امیدوارم تو این پرونده هم مثل قبل بتونی پرونده رو به بهترین شکل رسیدگی کنی
سرگرد : بله قربان
پرونده قتل مشکوک یک حسابدار یک شرکت بزرگ بود ، سرگرد شروع به تحقیقات کرده بود و هر چه می گذشت به افراد بالا دست و همین طور بالا و .... می رسید ،
بعد چند وقت دوباره سرهنگ سرگرد رو صدا کرد
و دستور که پرونده رو بیخیال بشه اما سرگرد با اون که پرونده رو از اون گرفته بودن هنوز رو پرونده کار می کرد
زمان گذشت تحدید ها از طرف افراد مختلف شدید شد بالا دستی ها فشار آورده بودند و افراد مختلف تحدید که اگه تموم نکنی با جون خانواده خودت بازی کردی ، سرگرد تمام داستان و پرونده های خود رو برای دوست خود تعریف می کرد همچنین کلیه اسناد رو یک کپی ش رو به دوست خود می داد
چند روز بعد خونه سرگرد
صدای زنگ
در باز بود دوست سرگرد بعد از کلی زنگ و وقتی دید در باز به خونه سرگرد رفت اما با صحنه وحشتناکی رو به رو شده بود زن و بچه و خود سرگرد در خون خود غرق شده بودند خونه به شدت به هم ریخته بود قاتلین به دنبال چیزی بودند به احتمال زیاد به دنبال پرونده ها بودند .
سریعا خونه رو ترک و به پلیس تماس گرفته بود
اما خبری در هیچ جا از قتل سرگرد درمیان گذاشته نشد





۱۳۹۶/۰۸/۲۴
@poemsecom


کانال نظر سوت رو هم دنبال کنید
⚽️@Nazarsut | نظرسوت
1 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط migmig77 و 2 سایر کاربران
♥ارشان♥(جواد)صابر مختاری موسس سایت♥
فصل هشتم تراژدی مرگ
بعد از گذشت چندین روز با تحقیقات پلیس سایبری محل ارسال اطلاعات شناسایی شد به یک خونه مربوط به یک ادم سابقه دار که با سند الان ازاد بود رسیدند ، پلیس خونه رو محاصره کرد.
سرگرد : ببینید داخل ساختمون چه خبر ؟
سرباز : داخل ساختمون پر ادم های مصلح چندین ماشین انگار تاز اومدن
سرگرد : به مر کز اطلاع بدید نیروی بیشتر لازمه
بعد جند دقیقه نیرو های جدید از راه رسیدند
سرگرد : سریعا خونه رو محاصره کنید
نیرو ها خیلی سریع دست به کار شدند کل ساختمان محاصره شده بود افراد داخل ساختمان متوجه سرباز ها شدند و آنها موضع گرفته و شروع به تیر اندازی کردتد تعدادی از سرباز ها زخمی و یک نفر کشته شد
سرگرد : این جا اوضاع خراب نیروی کمکی نیاز داریم
سرهنگ : تا چند دقیقه دیگه میرسن
سرگرد : زخمی ها مون زیاد شده یه نفرم کشته شده
سرهنگ : سعی کنید فقط زمان بخرید فعلا
سرگرد پشت بلندگو : پلیس همه جا رو محاصره کرده شما نمی تونید فرار کنید تسلیم شید در همین همین سرگرد توسط گلوله ای کشته شد
نیرو های کمکی بعد چند دقیقه رسیدند همه افراد داخل خونه به خاطر مقاومت که نشون داده بودند کشته شدند
سرهنگ خودش به ساختمان رسانده بود
کل ساختمون با مراقبت بازرسی شد اینترنت ماهواره ای که در حیاط نصب شده بود قطعا برای کار های خرابکارانه بود ، کلی مواد مخدر ، اسلحه ،دلار که احتمالا برای مبادله کالا بود ، یک سری اطلاعات محرمانه دیگر در انجا مشاهده شد ، در زیر زمین ساختمان یک سری کاغذ های چاپی مربوط به قاتل که کنار جنازه ها می گذاشت بود ، اما همه چی مشکوک بود ، روی آنها نوشته بود آنها به سزای خود رسیدند .




۱۳۹۶/۰۸/۱۲
@poemsecom
1 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط migmig77 و 2 سایر کاربران
رويا
رويا
.
Screenshot_2017-10-10-22-56-18-1.png
آدرس پست آدرس پست 2 کد پست 40622090 توسط موبایل
3 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط migmig77
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
‍ ما میانِ نفسِ
ثانیه زنجیر شدیم

عمرمان رفت
در این فاصله تفسیر شدیم

دیر گاهیست
که از رفتن هم میگوئیم

خسته از
بازی ناباور تقدیر شدیم
2 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط migmig77
ALIREZAᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ-ارشد روانی های فیسᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
ALIREZAᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ-ارشد روانی های فیسᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
خلاصه چشاش داستانیه:D




یادت نره:دی

@mona2
@ARAMISE
@arsenali_71
@spring
@amin
1500885035346.jpg
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
گفته بـودی درد دل کن تا دلــــت راغم گرفت
پس کجـایی ؟ تا ببینی که دلم ماتم گرفت

بی وفا سنگ جفــای تو مرا آخر شکست
چهـــــره ام ویرانتر از ویرانـــه های بم گرفت

زخم دلهــــا یک طرف زخـــــم زبان بدتر ازآن
زخم های کهنه کی ازطعنه ها مرحم گرفت؟

غم مخورغمگینترین شاعر شدم ازغصه ها
دست بی رحمِ که بودمن وَتو را ازهم گرفت؟

مثل هر شب تا سحر بیدارم و بیخوابی ام
لــــذت آرامشم را هر زمان هردم گرفت

نیستم من اهل نفرین خوب میدانی ولی
ترسم این است عاقبت گویند توراآهم گرفت
3 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط migmig77
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15
{-1-} {-2-} {-3-} {-4-} {-5-} {-6-}
{-7-} {-8-} {-9-} {-10-} {-11-} {-12-}
{-13-} {-14-} {-15-} {-16-} {-17-} {-18-}
{-19-} {-20-} {-21-} {-22-} {-23-} {-24-}
{-25-} {-26-} {-27-} {-28-} {-29-} {-30-}
{-31-} {-32-} {-33-} {-34-} {-35-} {-36-}
{-37-} {-38-} {-39-} {-40-} {-41-} {-42-}
{-43-} {-44-} {-45-} {-46-} {-47-} {-48-}
{-49-} {-50-} {-51-} {-52-} {-53-} {-54-}
{-55-} {-55-} {-57-} {-58-} {-59-} {-60-}