قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
image:471766 image:471765 image:471764 image:471763
ღ monaعزيزم ارمغان ღ

ღ monaعزيزم ارمغان ღ فرياد مي زند:
_
184
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
وضعيت: (آفلاين)
10230 پست
زن
امتياز: 62152.15
ميانگين روز:5.23
ميانگين ماه:155
ميانگين سال:1705
نام : ღ monaعزيزم ارمغان ღ
تولد : 1393-09-08
تاهل : f -

آخرین بازدیدکنندگان

مخصوص اعضا VIP
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
مدرسه که میرفتیم هربار که دفتر مشقمون رو جا میذاشتیم معلممون میگفت «مواظب باش خودتو جا نذارى» و ما میخندیدیم و فکر میکردیم نمیشه خودمونو جا بذاریم
بزرگ که شدیم بارها و بارها یه قسمت از خودمون رو جا گذاشتیم، توى یه کافه، توى یه خیابون، توى یه خاطره …
image:471766
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
*
تقصیرِ تو ...؟

چشمیست که ....

آتش زد و حالا ...؟

تقدیر من اینست ....

که با شعر بسوزم .....!!!
image:471765
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
چه شبیخون قشنگـی زده آغاز نگاهـت
باز هم صید خودش کرده مرا ، بازِ نگاهت

چشم هایت به من افتاد و مرا باز صدا زد
می کَشد پای مرا ســوی تو آواز نگاهت

چشم زیبای تو را دیدم و این معجزه کافی ست
من که ایمان به تو آوردم و اعجاز نگاهت

آمدم با تو بگویم که به من بی تو چه رفته ست
مات و مبهوت شدم من به برانداز نگاهت

دوستت دارم و دانی که گرفتار تو هستم
می کُشد این دل بیـمار مرا ناز نگاهـت

گوی جادویی چشم تو چنان شیفته ام کرد
آمدم تا که بگویـی به من آن راز نگاهت

تو که زیبایی آمیزش موسیقی و شـعری
به! چه آهنگ قشنگی ست درآن ساز نگاهت
image:471764
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
به یغما برده قلبت را، تب تند فراموشی
برای بردن از یادم، چه بی رحمانه می کوشی

نگاه سرد چشمانت، نشان از بی کسی دارد
سکوتت می نمایاند، زبان تلخ خاموشی

اگر تن زخمی و سردی، به احساسات عریانت
ردای سرخ عشقم را چرا دیگر نمی پوشی

به یادم هست میگفتی، که مستت میکند چشمم
تو از جام می عشقم، چرا دیگر نمی نوشی

گر از هشیاری ات گفتم، پشیمانم، نمیخواهم!
تورا پیوسته میخواهم، به بدمستی و بیهوشی

برایت قصه ها گفتم، ز رویاهای دیرینم
مگر بیدار گرداند تو را از خواب خرگوشی
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
باید کسی را پیدا کنم
که دوستم داشته باشد
آنقدر که یکی از این شب های لعنتی
آغوشش را برای من و یک دنیا خستگیم بگشاید
هیچ نگوید و هیچ نپرسد
فقط مرا در آغوش بگیرد
بعد همانجا بمیرم
تا نبینم روزهای آینده را
روزی که دیگر دوستم ندارد
چون طاقت ندارم ....
image:471763
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
زنگ بزن،
هیچ نگو،
حتی سلام هم نده،
فقط بگذارد نفس هایت را بشنوم...
نفس اول یعنی سلام،
و نفس های بعدی یکی در میان یعنی دوستت دارم و قد دنیا دلتنگم...
اصلا حتی اگر نخواستی هم زنگ نزن،
خودم دست به تلفن میشوم،
بوق اول معنیش این است که جایم بدجور توی دنیایت خالیست،
فقط نگذار به بوق آخر برسد،
بوق آخر یعنی،
تو واقعا دیگر مالِ من نیستی...
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
"تو" که از کوچه ی غمگین دلم میگذری!
"تو" که از راز دلم با خبری!
"تو" چرا رسم وفایت گم شد؟!
برق چشمان سیاهت گم شد؟!
با " توأم " ای مهِ مهتابِ شبان...
با " تو " ای زلف پریشان جهان...
بی "تو" صد خاطره ام گریان است...

بی "تو" اشکم شاعر باران است...
بی "تو" دیگر نفسم بند آمد!
بی "تو" جوی "دل" من خشکیده ست
با "تو" از قصه عشقم گفتم و "تو" در اوج سکوت؛
با نگاهی پر تردید و خمود ؛
گفتی از: " عشق حذر کن " نفسم بند آمد !!
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
درس زیاد می خواندم
و هر جایی که برایم مهم بود
با یک مداد
زیرش خط می کشیدم :
"قانون اول نیوتن"
همیشه یکی از سوال های امتحانی بود
قانون جاذبه هم ،

گفتم جاذبه
یاد چشم های مادرم افتادم
یاد چشم های بی بی
یاد چشم های تو
و چشم...
عضو مهمی ست
اگر نه زن ها
اینقدر با دقت،
رو به آینه
زیرش با مداد خط نمی کشیدند ...!!!
image:471762
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
مست باشی و فکر یک رویا
نصف شب در سرت قدم بزند

جمع و تفریق کل عمرت را
عشق ممنوعه‌ای بهم بزند

با مرور طنین یک آهنگ
قلبت از جا دوباره کنده شود

در جدال میان دل با عقل
باز دیوانگی برنده شود

خاطراتش به روی احساست
مثل تیغی شکسته خط بکشد

بوی عطرش تو را در عمق زمان
با خودش بی‌امان فقط بکشد …

گاه آرام و گاه در برزخ …
گاه در خلسه غوطه ور بشوی

مستی از جان خسته‌ات بپرد
منگ و بی‌حال و محتضر بشوی …

عشق در باورت نشسته که تو
روز و شب در خیال و در وهمی

اصلا انگار قسمتت بوده
قسمتت بوده و نمی‌فهمی …
image:471761
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
لبخند تو عشق است ولی با همگان نه
با ما به از اين باش ولی با دگران نه

رسوايی راز دلت از چشم تو پيداست
خواندم ز دلت آری و گفتی به زبان نه

زيبايی هر عشق به بی نام و نشانيست
ما طالب عشقيم ولی نام و نشان نه

ميخواستم آتش بزنم شهر غزل را
وقتی سخن عشق تو آمد به ميان نه

حالا که قرار است به دست تو بميرم
خنجر بزن ای دوست ولی زخم زبان نه.
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
چو تو آمدی مرا بس که حدیث خویش گفتم
چو تو ایستاده باشی ادب آن که من بیفتم

تو اگر چنین لطیف از در بوستان درآیی
گل سرخ شرم دارد که چرا همی‌شکفتم

چو به منتها رسد گل برود قرار بلبل
همه خلق را خبر شد غم دل که می‌نهفتم

به امید آن که جایی قدمی نهاده باشی
همه خاک‌های شیراز به دیدگان برفتم

دو سه بامداد دیگر که نسیم گل برآید
بتر از هزاردستان بکشد فراق جفتم

نشنیده‌ای که فرهاد چگونه سنگ سفتی
نه چو سنگ آستانت که به آب دیده سفتم

نه عجب شب درازم که دو دیده باز باشد
به خیالت ای ستمگر عجب است اگر بخفتم

ز هزار خون سعدی بحلند بندگانت
تو بگوی تا بریزند و بگو که من نگفتم
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
‏بر بالشی از خاطره بگذار سرت را
باشد که فراموش کنی دور و برت را

سرچشمه ی معصوم ترین رود جهانی
ای کاش خدا پاک کند چشم ترت را

تو آن سر دنیایی و من این سر دنیا
با این همه از یاد مبر همسفرت را

گنجشک من!آهسته به پرواز بیندیش
تا باد پریشان نکند بال و پرت را

من ماهی دلتنگ و تو ماه لب دریا
می بوسم از این فاصله قرص قمرت را
image:327473
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ارگ بم بودی و با خشت تنم ساختمت
مثل یک پرچم ِ افتاده، بر افراختمت

خاستم "داشتن‌ات" را به دلم قول دهم
ناگهان ساده در آغوش خودم باختمت

بغض، سِیلی شد و ما بین من و چهره‌ی تو
آنچنان پرده در انداخت که نشناختمت

با همه سردی و بی‌حوصله‌گیهات هنوز
از دل ِ خاطره‌ها ، دور نینداختمت

غزلم با تو ردیف است، خدا میداند
جبر محض است که در قافیه پرداختمت
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
امان از این اردیبهشت
که تمام قندهای نخورده را
در دل من آب می کند
که انگار اصلا عاشقم
که انگار تو اینجایی
و من بی خیال تمام
ِ
این خستگی هایِ روزگارم.
که انگار تو خبر از
شکوفه ها آورده ای
که انگار تو در گوشم صبحِ
یک روزِ اردیبهشتی گفته ای :
بیدار شو جانم اردیبهشت است
image:402697
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
چرا کسی نیست؟{-60-}
1 امتیاز + مشاهده لایک
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15