قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
image:24290 image:24228 image:23310 image:23301
ღ monaعزيزم ارمغان ღ

ღ monaعزيزم ارمغان ღ فرياد مي زند:
_
181
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
وضعيت: (آفلاين)
9830 پست
زن
امتياز: 59500.65
ميانگين روز:5.46
ميانگين ماه:161.15
ميانگين سال:1638.33
نام : ღ monaعزيزم ارمغان ღ
تولد : 1393-09-08
تاهل : f -

آخرین بازدیدکنندگان

مخصوص اعضا VIP

برچسب ‌های کاربردی

♥ارشان♥(جواد)صابر مختاری موسس سایت♥
تغییراتی در سیستم لود سایت ایجاد شده
نظرتون چیه
{-54-}
1 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط mona2
♥ارشان♥(جواد)صابر مختاری موسس سایت♥
فصل یازدهم تراژدی مرگ
خبر کشته شدن نماینده مجلس تمام کشور را پر کرده بود ، برای تمام نماینده ها محافظ های ویژه گذاشته شده بودند ، اما هنوز ترس همه جا رو فرا گرفته بود ، نیرو های ویژه دائم همه جا رو چک می کردند ، بسیاری از همایش ها لغو شد ، کشور به حالت آماده باش کامل در آمده بود .
هنوز مشخص نشده بود که این قتل کار چه کسی بوده و انگیزه این قتل چه بوده است ، حتی در پیغامی که قاتل از خود به جای گذاشته هیچ دلیلی بیان نشده بود .
چیزی که عجیب بود تفاوت میان قتل ها و نوع قتل ها بود ، اما قاتل چه کسی بود ؟
فردای آن روز یک قتل دیگری اتفاق افتاده بود .
سرهنگ خودش رو سریع به محل حادثه رسانده بود .
تو محل حادثه وسائل گریم و عکسی مشابه قاتلی که در فیلم ها دیده بودند بود ، نامه ای از قاتل همین مورد را تایید می کرد .
بعد از چند روز پزشکی قانونی هویت آن را یک خارجی تشخیص داد قضیه پیچیده شده بود ، قاتل چطور توانسته بود این فرد را پیدا کند ، از کجا به چنین قضیه ای پی برده بود ، آیا با هم در ارتباط بوده اند ؟
باز تاب های متفاوتی در شبکه های اجتماعی منتشر شده بود ، برخی این دو نفر را همکار یا رئیس همدیگر می دونستند ، برخی می گفتند که دستور این قتل ها از طرف این فرد به قاتل ارسال می شده ، اما همه این ها فرضیه ای بیش نبود .




۱۳۹۶/۰۸/۱۸
@poemsecom

فصل دوازدهم در کانال منتشر شده
1 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط mona2
* ωـتاره ے בریایے *چتر من خداست*
* ωـتاره ے בریایے *چتر من خداست*
کره ی زمین خسته است. بشر بعد از قرن ها زمین گرایی و خودپرستی
احساس می کند که نیازمند عالم معناست.
او این عالم را دوباره باز خواهد یافت و به آن باز خواهد گشت.

شهید "سید مرتضی آوینی"
1 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط mona2
* ωـتاره ے בریایے *چتر من خداست*
* ωـتاره ے בریایے *چتر من خداست*
سلام.....کسی هست؟:)
1 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط mona2
رويا
رويا
.
1499377253290030_thumb-1.jpeg
آدرس پست آدرس پست 2 کد پست 40622449 توسط موبایل
2 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط mona2
♥ارشان♥(جواد)صابر مختاری موسس سایت♥
فصل هشتم تراژدی مرگ
بعد از گذشت چندین روز با تحقیقات پلیس سایبری محل ارسال اطلاعات شناسایی شد به یک خونه مربوط به یک ادم سابقه دار که با سند الان ازاد بود رسیدند ، پلیس خونه رو محاصره کرد.
سرگرد : ببینید داخل ساختمون چه خبر ؟
سرباز : داخل ساختمون پر ادم های مصلح چندین ماشین انگار تاز اومدن
سرگرد : به مر کز اطلاع بدید نیروی بیشتر لازمه
بعد جند دقیقه نیرو های جدید از راه رسیدند
سرگرد : سریعا خونه رو محاصره کنید
نیرو ها خیلی سریع دست به کار شدند کل ساختمان محاصره شده بود افراد داخل ساختمان متوجه سرباز ها شدند و آنها موضع گرفته و شروع به تیر اندازی کردتد تعدادی از سرباز ها زخمی و یک نفر کشته شد
سرگرد : این جا اوضاع خراب نیروی کمکی نیاز داریم
سرهنگ : تا چند دقیقه دیگه میرسن
سرگرد : زخمی ها مون زیاد شده یه نفرم کشته شده
سرهنگ : سعی کنید فقط زمان بخرید فعلا
سرگرد پشت بلندگو : پلیس همه جا رو محاصره کرده شما نمی تونید فرار کنید تسلیم شید در همین همین سرگرد توسط گلوله ای کشته شد
نیرو های کمکی بعد چند دقیقه رسیدند همه افراد داخل خونه به خاطر مقاومت که نشون داده بودند کشته شدند
سرهنگ خودش به ساختمان رسانده بود
کل ساختمون با مراقبت بازرسی شد اینترنت ماهواره ای که در حیاط نصب شده بود قطعا برای کار های خرابکارانه بود ، کلی مواد مخدر ، اسلحه ،دلار که احتمالا برای مبادله کالا بود ، یک سری اطلاعات محرمانه دیگر در انجا مشاهده شد ، در زیر زمین ساختمان یک سری کاغذ های چاپی مربوط به قاتل که کنار جنازه ها می گذاشت بود ، اما همه چی مشکوک بود ، روی آنها نوشته بود آنها به سزای خود رسیدند .




۱۳۹۶/۰۸/۱۲
@poemsecom
1 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط migmig77 و 2 سایر کاربران
رويا
رويا
تولدم مبارک {-44-}
Screenshot_2017-11-06-13-18-09-1.png
آدرس پست آدرس پست 2 کد پست 40622160 توسط موبایل
1 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط nasrin-6 و mona2
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
صبحي ڪہ تو باشي و
غزڸ باشد و "آغوش"...

یڪ صبح پر ازخاطره و
نیڪ "سرشت" است..

ڪَویـي ڪہ در آغوش خودت
"معجزه" دارے..

آغوش توچوڹ
تڪہ‌اے از باغ "بهشت" است...

سلامممممممم{-41-}
Reza 1987
Reza 1987
@mona2
دعا میکنم زیر این سقف بلند،
روی دامان زمین،
هرکجا خسته شدی، یا که پر غصه شدی،
دستی از غیب به فریادت برسد،
و چه زیباست که آن دست خدا باشد و بس…
large-72.jpg
آدرس پست آدرس پست 2 کد پست 40622154 توسط موبایل
1 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط mona2
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
دو سه خط وصف تو گفتن ، چه گناهی دارد ؟؟
در خیالات تو خفتن ، چه گناهی دارد؟؟

یک بغل ، خواب خوش و ناز در اغوش غزل
با تو گفتن ، وَ شنفتن ، چه گناهی دارد؟؟

مگر این نیست که من عاشق و همراه تو ام؟؟
هِی نگو وای تو و من ، چه گناهی دارد

زندگی قبل تو بگذشت و عزیزم با تو
باز هم صرف گذشتن ، چه گناهی دارد؟؟

از چه رو طعنه به چشمانِ خمارم زده ای؟؟
شب و روز مستِ تو گشتن ، چه گناهی دارد؟؟

دلبرم باز غزل رو به شکایت ها رفت
مگر این ساده دلِ من ، چه گناهی دارد؟؟
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
امشب از قصّه پرم حوصله داری، یا نه ؟
می توانی به دلم دل بسپاری، یا نه؟

اگر از غصّه بگویم گله را می فهمی
می توانی به لبم خنده بباری، یا نه؟

روز و شب پشت همین پنجره ها خوابم برد
آمدی؟ کردی از این کوچه گذاری، یا نه؟

هر شب از درد غمت بد به خودم می پیچم
در خیالات منی گاه و گداری، یا نه؟

بین پاییز و زمستان دل من یخ بسته
گو در اندیشه ی آغاز بهاری، یا نه؟

خسته از زندگی ام میل قیامت ! دارم
عاقبت مال منی؟ با تو ام، آری، یا نه؟
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
کوچه ی حوصله از فرط نگاهت تنگ است
مدتی هست دلم بر سر راهت تنگ است

تو که احوال مرا از هیجان می پرسی
نیست انگیزه و آغوش رفاهت تنگ است

پرده افتاده و من از همه جا بی خبرم
آسمان نیز برای رخ ماهت تنگ است

تو غزل می شوی و آینه ها می فهمند
که جهان از نفس شرجی آهت تنگ است

بارها مردم و یکبار صدایم نرسید
به نگاهی که پس چشم سیاهت تنگ است

ساده می آیی و انگاربه تنگ آمده ام
چقدر جای من و وقت نگاهت تنگ است ..
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
تمامِ اتفاقاتِ روى كره ى زمين،
دليل ميخواهد جانم...
از صبح كه چشمانت را باز ميكنى
تا شب كه روى هم ميگذاريِشان
بايد دليل داشته باشى...

باور كن بايد يك نفر باشد،
كه زندگى ات را به جريان بياندازد...
يك نفر كه حدفاصلِ مبدا و مقصدهايت ،
دلَش برايت هزار راه برود!
آنها كه يار ندارند
زندگى نميكنند،
روزمرگى ميكنند!

علي_قاضي_نظام
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
گفتم آرام بیا، چون دل من ویران است
اندکی صبر، نگاهم به شما حیران است

اعتمادم ز همه سلب شده، می فهمی ؟
ز سرعشق قدیمی ، دل من نالان است

زخمی از تیشه احساس، مرا کرد تهی
منِ من ريخت واين اشك مرا تاوان است

ترس دارم که دگر بار شوم احساسی
تو بیایی و ببینم که هوس، مهمان است

می شود حال مرا درک کنی حس جدید
تا بفهمم زچه رو عشق ز من پنهان است

گفته ام ،باز ولی من به همه می گویم
هرچه آمدبه سرم زان دل بی وجدان است
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد

زندگی درد قشنگیست ، بجز شب هایش!
که بدون تو فقط خواب پریشان دارد

یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند?!
کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد !

خواب بد دیده ام ای کاش خدا خیر کند
خواب دیدم که تو رفتی، بدنم جان دارد!

شیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم ولی
من به تو ، او به نماز خودش ایمان دارد

اینکه یک روز مهندس برود در پی شعر
سر و سریست که با موی پریشان دارد

"من از آن روز که در بند توأم" فهمیدم
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد
1 امتیاز + مشاهده لایک
صفحات: 1 2 3 4 5