قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
image:402567 image:402460 image:402465 image:402463
ღ monaعزيزم ارمغان ღ

ღ monaعزيزم ارمغان ღ فرياد مي زند:
_
184
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
وضعيت: (آفلاين)
10034 پست
زن
امتياز: 60491.1
ميانگين روز:5.4
ميانگين ماه:159.27
ميانگين سال:1672.33
نام : ღ monaعزيزم ارمغان ღ
تولد : 1393-09-08
تاهل : f -

آخرین بازدیدکنندگان

مخصوص اعضا VIP

برچسب ‌های کاربردی

ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
نمی دانم تو هم یاد دل ما میکنی یا نه......

مرا راه گلو.... ای بغض غم، وا می کنی یا نه
برایم چاره ای جز گریه پیدا می کنی یا نه

ببین سوز درونم از خطوط چهره ام پیداست
تو هم در چهره ام، غم را تماشا می کنی یا نه

دلم در هر طپش ....صد بار آواز تو را خواند
نمی دانم تو هم یاد دل ما میکنی یا نه


تو در قلب منی، هرجا که هستی، هر کجا باشی
ندانم کنج این ویرانه، مأوا می کنی یا نه...
image:396851
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
از چهره مهتاب ؛ لکش قسمت ماشد
از عشق ؛ غم مشترکش قسمت ما شد

وقتی که فلک ؛ حکم به تنهایی ما داد
’بر خورد ورقها و تکش ؛ قسمت ما شد

گفتند که ایام جوانی چه قشنگ است...
غمها و شب و شاپرکش ؛ قسمت ما شد

نامرد رفیقان ؛ به خدا بشکند این دست
وقتی که فقط بی نمکش ؛ قسمت ماشد
image:396850
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
‍‌‍‌‍‌ عشق یعنی بودنت
حال مرا شیدا کند
عشق یعنی رفتنت
قلب مرا تنها کند
عشق یعنی انقدر مست
تو باشم ماه من
قصه عشقت مرا رسواتر
از رسوا کند

‎‌‌‎‌‎‌‌‌‌
image:396849
1 امتیاز + مشاهده لایک
♥مدیرگروه کردهای فیس ♥ROONAS
♥مدیرگروه کردهای فیس ♥ROONAS
دوستان عزیز به گروه تلگرامی
{-41-}{-49-}دوستان فیس ایران{-49-}{-41-}
تشریف بیارید

لینک گروه دردیدگاه همین پست


ممنون از حضورتون


{-41-}{-35-}{-41-}{-41-}{-35-}{-49-}

فیس بوک ایران
1 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط mona2
♥ارشان♥(جواد)صابر مختاری موسس سایت♥

گنج طلسم فصل دوم
سکانس ششم
لویی که خیلی خوشحال بود که توانسته بود به شهر متروک برود سریعا آرزو کرد تا حال ایزابل خوب بشه ، اما حال ایزابل خوب نشد که هیچ انگار بد تر هم داشت می شد ، بر روی صورتش جوش های بزرگی شروع به رشد کردن بود ، شکمش ورم کرد ، درد شدیدی تمام بدن او را فرا گرفته بود ، بدن ایزابل به دو نیم شده بود اما هنوز زنده بود موجود عجیبی از بدن ایزابل بیرون جهید ، برگشت رو به لویی و به سرعت بر روی لویی پرید ، از دهان او وارد شد لویی حس می کرد درون بدنش در حال خورده شدن هست ، درد شدید بدن او را فرا گرفت ، او هم مثل ایزابل شده بود ایزابل دیگر جونی در بدن نداشت ، در یک آن نور شدیدی به اونها تابید کسی دست لویی رو گرفت و به سمت بالا می کشید ، بعد چند دقیقه که به نور عادت کرد دید پدر او بالای سرش هست ، ایزابل بیهوش کنار او افتاده بود ، اتفاق خاصی برای آنها نیفتاده بود و سالم بودند .
لویی : چطور ما پیدا کردین .
هری : ماشین تو راه پیدا کردیم ، الان دو روز ما داریم دنبال شما می گردیم . دیگه داشتیم بر می گشتیم امما تیکه ای از لباس ایزابل دیدید و به سمت چاه رفت ، چاه خیلی بزرگی بود ، شانس اوردین که اتفاق خاصی براتون نیفتاده .
امما : بهتر برگردیم .
هری : امیدوارم بتونم سریع به ماشین برسیم .
چند ساعتی گذشت اما هیچ اثری از ماشین ها نبود انگار گم شده بودند کم کم خسته شدند ، بدون توجه به اطراف وارد غاری شدند تا شب را آنجا استراحت کنند ، داخل غار چادر مسافرتی که همراه شان بود رو برپا کردند ، فضا خیلی تاریک بود چند خفاش که بالا سر اونها در حال استراحت بودند ، حرکت اونها رو زیر نظر داشتند ، به نظر مشکوک بود .


۱۳۹۶/۰۹/۱۷
@poemsecom


@poemse

کانال نظر سوت رو هم دنبال کنید
⚽️@Nazarsut | نظرسوت
1 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط mona2
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
شب خوش...
image:387288
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
@...
image:387285
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
...
image:387286
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
A
image:387287
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ﺩﻟﺘـﻨﮕـــــﻢ ...
ﻫــــــﻤـــﯿڹ !
ﻭ ﺍﯾــــــڹ ﻧﯿــــــﺎﺯ بہ ﻫــــﯿﭻ
ﺯﺑـــﺎڹ ﺷﺎﻋــــﺮﺍنہ ﺍے ﻧــــﺪﺍﺭﺩ
image:387283
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
جامی دگر، کامی دگر، شامی دگر پیشم بمان
روح منی، جان منی، عشق منی ای مهربان
فردا که دیده در جهان! امشب برس فریاد من
ای نوش داروی دلم؛ از داغ سهراب الامان
امشب بنوشانم شراب از آن لب پر التهاب
ساقی مکن ما را جواب ، ای دلبر ابرو کمان
غیر از خدا ماییم و بس، کم عشوه آ با من برقص
ای قد و بالایت هوس، بر آتشم آبی فشان
گیسوی تو، چشمان تو، مژگان تو رنگ شبان
بنگر مرا کز عشق تو ، دیگر ندارم هیچ امان
image:387282
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
{-41-}
image:387280
2 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
نگفتی چه کردی که زیبا شدی !
که در بهترین واژه معنا شدی
تو آن غنچه بودی که لبریز عشق
و یکباره در من شکوفا شدی
تو آن لحظه بودی که وقتش رسید
برای من امروز و فردا شدی
پراکنده بودی میان لغات
تو را شعر کردم و برپا شدی
تو از چشم احساس من مثل اشک
فرو ریختی ، مثل دریا شدی
و جاری شدی در غزل های من
چه شد یکه تاز غزلها شدی ؟
به من قول دادی بگویی ولی
نگفتی چه کردی که زیبا شدی
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
S
image:387277
صفحات: 4 5 6 7 8