قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
image:24290 image:24228 image:23310 image:23301
ღ monaعزيزم ارمغان ღ

ღ monaعزيزم ارمغان ღ فرياد مي زند:
_
181
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
وضعيت: (آفلاين)
9830 پست
زن
امتياز: 59500.65
ميانگين روز:5.46
ميانگين ماه:161.15
ميانگين سال:1638.33
نام : ღ monaعزيزم ارمغان ღ
تولد : 1393-09-08
تاهل : f -

آخرین بازدیدکنندگان

مخصوص اعضا VIP

برچسب ‌های کاربردی

ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
فرض کن یک روز صبح
در خواب و بیداری
صدای لرزش گوشی کمی چشم هایت را باز کند؛
به سختی جواب دهی:
+جااااانم
و یک صدای خش دار،
خیلی آرام بگوید:
-سلام عزیزم، صبح بخیر..
دین و ایمان می‌برد
لعنتی دیوانه کننده است
آدم دوست دارد روزی صد بار صبح شود
روزی صدبار قربان آن صدای خش دار برود.
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
بعضى آدمها را بايد آنقدر تكثير كرد ،
تا مبادا نسلشان منقرض شود ...!

آنها كه دليلِ حالِ خوبتان هستند !
آنها كه حتى با فكر كردن بهشان ،
لبخند روى لبت مي‌نشيند ...!

همان آدمهايى كه در بدترين شرايط ،
شما را تمام و كمال پذيرا بودند ...!

داريد اگر از اين ناياب ها ،
دو دستى بچسبيدشان ...!
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
می‌گویند نیمه‌ی دیگر ماه را کسی ندیده است
ولی راستش من دیده‌ام
من ماه را در چهره ی مردی دیدم
که عاشقانه لبخند می‌زد
معصومانه می‌نگریست
و با ته‌ریش بکرترین صورت را از آن خود می‌کرد
من نیمه‌ی پنهانِ ماهِ را دیده‌ام!
من "تو" را دیده‌ام!
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
.
سقف خانه ی ما سوراخ است !
ولی درعوض مناره های مسجد سربه فلک کشیده است ...
همسایه مان هرساله ب مکه میرود میگوید خدا طلبیده است ...
خدا... خسته نمیشوی از قیافه تکراریش؟
دوستانت چه قیافه ای دارند؟
ریش... تسبیح ... سجاده؟
بااسمت چه احترام دارند!
اگر دوست بی ریش و تسبیح قبول میکنی
ماهم هستیم ...
اینجا میگویند برو دعایت را به فلانی بگو پیش خدا آبرو دارد شاید دعایت پذیرفته شود...
خدایا نگو که پارتی بازی به عرش هم رسیده است
من به این جماعت دیوانه کافرشده ام!
فقط تو را ميشناسم و بس ...
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
آدم ها فکر می کنند بعد از رفتنشان
باید مانند صندوق پستی زنگ زده
و باران خورده درست
در نقطه ای که رهایت کرده اند
تا ابدیت منتظر پیغامشان بمانی
اما نه ..
همیشه این طور نیست
آدم ها دل دارند
پا دارند
بند دلشان که پاره شود
بند کفش هایشان را محکم می کنند و
می روند
دوست داشتن فصل دارد
دوست داشتن زمان دارد
کدام باغی را دیده ای زمستان که می شود لباسی از شکوفه بپوشد ؟
کدام مسافر ی را دیده ا ی که  چمدان به دست سالها در ایستگاهی متروکه چشم به ریل ها بدوزد؟
تو دیر به سراغم آمدی
تو دیر برآورده شدی آرزوی کوچک من
مثل بر آورده شدن آرزو ی کودکی ام در بزرگسالی ؛
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
"هیتلر" در جنگ جهانی دوم، به تنها قشری که اجازه وارد شدن به جنگ در کشورش را نداد، معلمین بودند..!

دستور داد معلمین را در سنگرهای
زیرزمینی محبوس کنند!
دلیلش را از او پرسیدند،
او گفت؛ اگر در جنگ پیروز شویم،
برای جهانگشایی نیاز به معلمان داریم،
و اگر در جنگ شکست بخوریم،
برای ساختن دوباره کشور به آنها نیاز داریم!


سلامممممممم{-41-}
1 امتیاز + مشاهده لایک
ALIREZAᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ-ارشد روانی های فیسᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
ALIREZAᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ-ارشد روانی های فیسᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
خلاصه چشاش داستانیه:D




یادت نره:دی

@mona2
@ARAMISE
@arsenali_71
@spring
@amin
1500885035346.jpg
1 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط tofan94 و mona2
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
گفته بـودی درد دل کن تا دلــــت راغم گرفت
پس کجـایی ؟ تا ببینی که دلم ماتم گرفت

بی وفا سنگ جفــای تو مرا آخر شکست
چهـــــره ام ویرانتر از ویرانـــه های بم گرفت

زخم دلهــــا یک طرف زخـــــم زبان بدتر ازآن
زخم های کهنه کی ازطعنه ها مرحم گرفت؟

غم مخورغمگینترین شاعر شدم ازغصه ها
دست بی رحمِ که بودمن وَتو را ازهم گرفت؟

مثل هر شب تا سحر بیدارم و بیخوابی ام
لــــذت آرامشم را هر زمان هردم گرفت

نیستم من اهل نفرین خوب میدانی ولی
ترسم این است عاقبت گویند توراآهم گرفت
3 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
امشب خمار افتاده ام، بردار و بر تـــــارم بزن
بد مستی ایـــــــام را بر سینه ی زارم بــــــزن

آتش بزن بر قلب من، تا سوز و خاکستر شوم
با شعله های سر کش ات، بر قلب بیـــمارم بزن

با گیسوان پر پرت هر لحظه ســــازی می زنی
افشان کن اش آن زلف را، با تـــار آن دارم بزن

دارم بزن دارم بزن، چنگی به این جــــانم بزن
در چنگ تو، شد جان من، شوری دگر دارم بزن

ابرو کــمان انداختی، آتش به جــــان انداختی
سودا کنی گر تیر خود، من هم خریـــدارم بزن

ای لیلی افسانه ام، بر بوسه ای هم قـــــانع ام
مجنون لبهایت شدم، یک بوسه تبـــــدارم بزن
2 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
بعضی دردها را نباید گفت
نباید تقسیم کرد با کسی
نباید گذاشت زخمش سر باز کند!
باید بماند بین خودت،دلت و چشم هایت....
بعضی درد ها رو فقط خودت میفهمی،؛اندازه اش را
عمق اش را
حجمش را.....
فقط خودت ؛
فقط خودت می دانی چطور با بزرگی دردش کنار بیایی...
به بعضی دردها باید عشق ورزید.
چون دیگران هیچ وقت نمی فهمند چه می گویی! ...

ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
من که رنگم می پرد وقتی نگاهم می کنی
پس چرا با سر به زیری هی عذابم می کنی

من که می کوشم خودم را در دل تو جا کنم
پس چرا من را، شما ، خانم، خطابم می کنی

من که با صدها بهانه به سراغت آمدم
پس چرا با بی محلی تو خرابم می کنی

قصد کردم که گنهکار تو باشم پس چرا
گفته ای استغفر الله و ثوابم می کنی

در خیال نقشه ای که در برت محبوب شم
شب به شب با حیله ای تازه به خوابم می کنی

حوصله سر برده از من آن غرور لعنتی
با همین رفتار ها داری کبابم می کنی

می روم پا می کشم از عشق و از تحمیل خود
باز با داغت مرا یک شعر نابم می کنی
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
مے نویسم
"عشق" و مے لرزد دلم
مے نویسم عشق و اشکم مےچکد

مے نویسم یاد و یادت مے کنم
مے نویسم ابر و باران مے چکد

مے نویسم تا تو را پیدا کنم
از میان برگ هاے دفترم

تو کہ هستے ؟ تو چہ هستے خوب من
اے تمام شعرهاے دفترم

تو کہ هستے؟ کہ دلم شیداے توست
تو کہ هستے؟ کہ پریزاد منی

تو تمام لحظہ هایم با منی
یا کہ نہ شاید کہ همزاد منی ‌‎‌‌‌
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
معنی فاصله ها چیست برایم بنویس
درد این واژه سرا چیست برایم بنویس

تو تماشاگر من بلکه نه این فاصله ای
علت دوری ما چیست برایم بنویس

همه جا غرق دعا میشوم از آمدنت
معنی اشک و دعا چیست برایم بنویس

خون دل خوردنت از بار گناهان من است ..
معنی شرم و حیا چیست برایم بنویس

مثنوی نه ، غزلی نه ، نه قصیده نه گلم
مصرع از درس وفا چیست برایم بنویس

دست من را تو نگیری به زمین می افتم
حکمت دست شما چیست برایم بنویس

تو برایم بنویسی به یقین میفهمم ....
حرمت عشق کجا هست برایم بنویس ....
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
وقتى كه مى گيرد دلم ،ياد تو را تن مى كنم
تنها به ياد بودنت ،احساس بودن مى كنم

خود را بغل مى گيرم و از بين اين ديوارها
تنها به شوق ياد تو، سوداى رفتن مى كنم

وقتى كه جاى خاليت، خود را نمايان مى كند
من در هجوم اشكها، احساس مردن مى كنم

كم دارد آغوش تو را،اين دستهاى خسته ام
دور از هم آغوشى تو ، حس بريدن مى كنم

اين فكرهاى لعنتى، اين خاطرات گم شده
آخر كجاى اين جهان ،از عشق ديدن مى كنم

اين بغضهاى تو به تو،اين اشكهاى خود به خود
تا كى من اين اندوه را، با خود كشيدن مى كنم
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
بودنم را هیچ کس باور نداشت

هیچکس کاری به کار من نداشت

بنویسید بعد مرگم روی سنگ

با خطوطی نرم زیبا و قشنگ

آنکه خوابیده در این گور سرد

بودنش را هیچ کس باور نکرد..
صفحات: 5 6 7 8 9