قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
image:402567 image:402460 image:402465 image:402463
ღ monaعزيزم ارمغان ღ

ღ monaعزيزم ارمغان ღ فرياد مي زند:
_
184
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
وضعيت: (آفلاين)
10044 پست
زن
امتياز: 60491.1
ميانگين روز:5.39
ميانگين ماه:159.43
ميانگين سال:1674
نام : ღ monaعزيزم ارمغان ღ
تولد : 1393-09-08
تاهل : f -

آخرین بازدیدکنندگان

مخصوص اعضا VIP

برچسب ‌های کاربردی

ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
امشب دلــم دوباره تــه بــی خیالی است
یعنی شبیه چشم تو حالی به حالی است

تشبیه دل به چشم!! نه...امشب عجیب نیست
از شاعری کـه خیــر سرش سورئالی است!

در ازدحـــام هـر شب تهـــران چشـــم تــــو
این کوچه دل به لطف شما پر ز خالی است

این مبتذلترین غزلم شد ... که چشم تو
در ابتذال ، چشم و چراغ اهالــی است

نــــه! این غــــزل شبیه غزلــــهای من نشد
این سیب اگرچه سرخ گرفتار کالی است

باید که غسل عشق بریزم به جان شعر
شاعـر بدون عشق همان لاابالی است
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
بيستون هيچ، دماوند اگر سد بشود
چشم تو قسمت من بوده و بايد بشود

زده ام زير غزل؛ حال و هوايم ابريست
هيچ کس مانع اين بغض نبايد بشود

بی گلايل به در خانه تان آمده ام
نکند در نظر اهل محل بد بشود؟

تف به اين مرگ که پيشانی ما را خط زد
او فقــط آمــده بود از دل مــا رد بـشـود

تيشه برداشته ام ريشه خود را بزنم
شايد افسانه ی من نيز زبانزد بشود

باز هم تيغ و رگ و... مرگ برم داشته است
خــــــــون من ضامن ديدار تو شايد بشود...
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
چوپان شده تا شاعر ذاتی شده باشد؟
آواره آن مـــاه دهاتــــی شده باشد

چـــوپان شده در جنگــل بادام بچـــرخد؟
تا مست چهل چشم هراتی شده باشد

شاید اثر جنگل بادام و کمی بغض
منجر به غزلواره آتـــی شده باشد

سخت است ولی می‌گذرم از نفسی که
جز با نفس گرم تـــو قاطــــی شده باشد

از بین ده انگشت یکی قسمتش این نیست
در لیــــقه موهــــــات دواتـــــی شده باشد

تو... چایی ... بی‌ قند... و یک عالمه زنبور
شاید لب فنجان شکلاتـــی شده باشد
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
حرفهــــا دارم اما ... بزنم یا نزنم؟
با توام، با تو، خدا را! بزنم یا نزنم؟

همه ی حرف دلم با تو همین است که دوست
چــه کنــم؟ حـرف دلــــم را بزنــــم یا نزنــم؟

عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم
زیــــر قول دلــــــم آیا بزنــم یا نزنــم؟

گفته بودم کـه به دریا نزنم دل اما
کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟

از ازل تا به ابد پرسش آدم این است:
دست بر میــــوه‌ی حوا بزنم یا نزنم ؟

به گناهی که تماشای گل روی تو بود
خار در چشـــم تمنا بزنــــم یا نزنــــم؟

دست بر دست همه عمر در این تردیدم:
بزنـــم یا نزنــم؟ هـــا؟! بزنــم یا نزنــم؟
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
سعی کردم که بمانی و بریدی به درک
کارمان را به غـم و رنج کشیدی به درک

به جهنم که از این خانه فراری شده ای
عاشقت بودم و هرگــز نشنیدی به درک

میوه ی کال غـــــزل بودم و از بخت بدم
تو مرا هرگز ازاین شاخه نچیدی به درک

فرق خرمهره و گوهر تو نفهمیدی چیست
جنس پاخورده ی بازار خریدی بــه درک

دانه پاشیدم و هربار نشستم به کمین
سادگی کردی و از دام پریدی بــه درک

عاقبت سنگ بزرگی به سرت خواهد خورد
میکشی از تـــــه دل آه شدیدی بــــه درک

نوشدارو شدی اما بــه گمانم قدری
دیر بالای سرکشته رسیدی به درک...
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
به تنهایی گرفتارند مشتی بی پناه اینجا
مسافر خانه ی رنج است یا تبعید گاه اینجا؟

غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد
مکن عمر مرا ای عشق بیش از این تباه اینجا

برای چرخش این آسیاب کهنه ی دلسنگ
به خون خویش می غلتند صدها بی گناه اینجا

نشان خانه ی خود را در این صحرای سردرگم
بپرس از کاروانهایی که گم کردند راه اینجا

اگر شادی سراغ از من بگیرد جای حیرت نیست
نشان می جوید از من تانیاید اشتباه اینجا

تو زیبایی و زیبایی در اینجا کم گناهی نیست
هزاران سنگ خواهد خورد در مرداب ماه اینجا
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
جاده قلب مرا رهگذری نیست که نیست
جز غبار غم و اندوه در آن همسفری نیست که نیست
آنچنان خیمه زده بر دل من سایه درد
که در او از مه شادی اثری نیست که نیست
شاید این قسمت من بود که بی کس باشم
که به جز سایه مرا با خبری نیست که نیست
این دل خسته زمانی پر پروازی داشت
حال از جور زمان بال و پری نیست که نیست
بس که تنهایم و یار دگر نیست مرا
بعد مرگ دل من ، چشم تری نیست که نیست
شب تاریک ، شده حاکم چشم و دل من
با من شب زده حتی سحری نیست که نیست
کامم از زهر زمانه همه تلخ است چنان
که به شیرینی مرگم شکری نیست که نیست....
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
گفته بودی که دگر زلف پریشان نکنی
ماه را روز و شب چارده حیران نکنی

تو مگر قول ندادی ندهی مو به نسیم
دل عشاق به یک زلزله ویران نکنی

نذر کردی که نبندی بغل پنجره تا
شهر ویران مرا قمصر کاشان نکنی

مادر از بچگیم داد مرا بیم نزاع
رو برو کودک ما با صف مژگان نکنی

ای گران ناز چگونه دل تو می آید
مشتری آمده نازت کمی ارزان نکنی

هوس سیب نکن فصل انار است انار
پی این میوه مرا راهی لبنان نکنی

تو اگر در بلد کفر به مسجد بروی
این محال است که یک شهر مسلمان نکنی

با همان خنده ی داغت به خدا گرم شدم
خانه ی گرم مرا باز زمستان نکنی
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی
که بیایی و در این تنگیِ دل جا بشوی

تو فقط آمده بودی که دل از من ببری؟
بروی، دور شوی، قصه و رویا بشوی؟

انقلابی شده در سینه ی من، فتنه ی توست
سبزیِ چشم تو باعث شده رسوا بشوی

من پس انداز دلم را به تو دادم که تو هم
بیمه ی عمر دلم روز مبادا بشوی

غرق عشق تو شدم، بلکه تو شاید روزی
دل به دریا بزنی، عازم دریا بشوی

حیف ما نیست که یک زوج موفق نشویم؟
حیف از این نیست که تو این همه تنها بشوی؟

نم باران، لب دریا، غم تو، تنگ غروب
دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
خسته ام از تو و از زندگی تکراری ...
خسته از فاصله و از شب و از بیداری

روزگاری همه ی سهم ‌دلم ‌عشق تو بود
کاش می شد که تو دست از سر دل برداری

بسکه آزرده ام ‌از دوری ات امشب که دگر
مرهمی نیست که بر زخم دلم بگذاری

حال من دست خودم ‌نیست پریشان حالم
دل چه دیده است مگر از تو بجز آزاری

همه ی حرف من این ‌بود تو را می خواهم
گفته بودی که شده حرف تو بس تکراری

خواستم یار تو باشم همه احوال ولی
بین ما عشق شده فاصله چون دیواری

رفتی و هیچ‌ نکردی نگهی پشت سرت
و ندیدی و نگفتی که چرا میباری ؟!

می روی تا که فراموش کنی یاد مرا
می روی تا که مرا دست دلم بسپاری!
1 امتیاز + مشاهده لایک
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
میگی همه چی خوبه برات ، بی منم خوبه

این دل من آشوب برات، دلم آشوبه

طاقت دوریتو ندارم میمیرم که نباشی

با تو بیخیال درد و غمو بیخیال همه حواشی

نزار که تو گوشت بگن حستو پای اون نریز

اونا همه حسودنو حسودی میکنن یه ریز

هرچی که دورتر بشی دور تو خالی تر میشه

فکر نکنی بدون من آسمون آبی تر میشه

دیوونه چشمام داره تو نگات اینو میخونه

تو میخوای ازم ببُری چون این آسونه

اما بری هرجایی بی من زندونه

خودتو نزن به اون راه ، برام صحنه سازی نکن

اگه میخوای بری بگو ، آنقدر با دلم بازی نکن

مگه چی خواستم من ازت ، یه بار رو حرف من حرف نزن

همه چیم ماله توئه آنقدر منو پس نزن
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
خط به خط زندگیمو
بازم امشب دوره کردم
با مرور خاطراتت
بازم زخمامو تازه کردم


حتی این کاغذای خیسم
مثل من دیگه خستن از اشکام
حتی این شعرای نا تمومم
دیگه موندن تو کار دنیام

می نویسم با چشم خیسم
خاطراتمونو دونه دونه
شاید یه روزی اونا رو خوندی
شاید فهمیدی چی کشیده این عاشُق دیوونه

گریه کردم تا بمونی
نشد احساسمو بدونی
تو با بی رحمی درُ بستی
رفتی از این خونه.... تقدیم به.....
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
هرگز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنم
یا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت بکنم
هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم

انقدر ظریفی که با یک نگاه هرزه میشکنی
اما تو خلوت خودم تنها فقط مال منی

هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم

ترسم اینه که رو تنت جای نگاهم بمونه
یا روی تیشه چشات غبار آهم بمونه

تو پاک و ساده مثل خواب حتی با بوسه میشکنی
شکل همه آرزوهام تجسم خواب منی

حتی با اینکه هیچکس مثل من عاشق تو نیست
پیش تو آینه چشام حقیره لایق تو نیست
حقیره لایق تو نیست
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
"ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍشﺘﻦ" ﻋﻀﻮﯼ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻓﻮﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ "ﻗﻠﺐ" ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻨﺪ ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﮐﻪ " ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ " ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺁﺩﻡ ﺍﺳﺖ
ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺟﻠﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺮﻕ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ...
ﺣﺎﻻ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ " ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ " ﺁﺩﻡ ﺩﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ !
ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﻗﺮﺍﺭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ !
ﻏﺬﺍ ﺍﺯﮔﻠﻮﯾﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻧﻤﯿﺮﻭﺩ، ﺷﺒﻬﺎ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﻧﺸﯿﻨﯽ ...
ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺗﺎ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﺭﺍﻫﯽ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺟﺰ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻧﺪﺍﻥ " ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ" ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﮑﺸﯽ ﻭ ﺑﯿﺎﻧﺪﺍﺯﯼ ﺩﻭﺭ !بعد ... ﺣﺎﻻ ...
ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺍ ﮐﻪ ﮐﺸﯿﺪﻩ باﺷﯽ، ﺣﺎﻟﺖ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ، ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽﺧﻮﺍﺑﯽ، ﺭﺍﺣﺖ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭﯼ ﻭ ﺷﺒﻬﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﺕ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﺩ
ﻭﻟﯽ ...
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺵ ﻫﺴﺖ ،
ﺣﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ...
دیل کارنگی
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
ღ monaعزيزم ارمغان ღ
تکنولوژی افرادی را که از شما
دورند را به شما نزدیک میکند،

اما افرادی را کنارتان نشسته اند را ؛
از شما دور میکند...!

کمی بیشتر حواسمون باشه، به
عزیزانی که کنارمون هستند.
image:402567
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15