reza
on 17 بهمن, 1397
53 نمایش ها
همچو پاییزم، به رنگ زرد عادت کرده ام
با غم و اشک و دل پر درد عادت کرده ام...
در میان دوستان هرچند زیباست زندگی
من به همراهی هر نامرد عادت کرده ام ...
آرزوی چه چه بلبل به سر دارم ولی
با هیاهوی سگ ولگرد عادت کرده ام ...
هرم تن جان میدهد مارا، دمت گرم ای رفیق
با نفسهای سیاه و سرد عادت کرده ام ...
زخمها بر جان خریدم، طعنه ها بشنیده ام
با بلایی کاو سرم سرم آورد عادت کرده ام ...
گرچه اهلا از شمالم و به عشق روی دریا میرم
با شترهای بیابان گرد عادت کرده ام ...
در میان مردمان هرچند خوشرویی خوش است
من به رخساری عبوس و سرد عادت کرده ام ...
اندازه: 450 x 253
سایز فایل: 44.38 Kb
6 کاربر از این خوشت آمد