reza
on 26 تیر, 1398
23 نمایش ها
روی سکوی کناره پنجره، همه شب جای منه ...
چند ورق کاغذ و یک دونه قلم، همیشه یار منه ...
کاغذای خط خطی، از کنار در باز پنجره
میپرن توی کوچه، سر حال از اینکه آزاد شدن ...
نمی دونن که اسیر دل سنگ باد شدن ...
دیگه بیداری شب عادتمه ...
همدم سکوت تنهایی من
تیک تیک ساعتمه، تیک تیک ساعتمه ...
حالا من موندم و یک دونه ورق
که اونم از اسم تو سیاه میشه ...
همه چیم تو زندگی، آخرش به پای تو هدر میشه ...
چشمونم، فاصله رو از پنجره دید میزنه
دلم اسم تو رو فریاد میزنه ...
درای پنجره رو تا انتها باز می کنم
تو خیالم با تو پرواز میکنم ...
اندازه: 425 x 409
سایز فایل: 31.57 Kb
6 کاربر از این خوشت آمد