قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
IMG-20171220-WA0000.jpg Screenshot_2017-12-12-19-13-18-1.png Screenshot_2017-12-11-11-21-18-1.png Screenshot_2017-12-13-19-54-30-1.png
رويا

#پرسپوليس-عشقمه [درباره]
77
رويا
وضعيت: (آفلاين)
1157 پست
زن
امتياز: 8.5
ميانگين روز:1.38
ميانگين ماه:39.9
ميانگين سال:385.67
نام : رويا
حالت من : داغون
تولد : 0000-00-00
تاهل : f - مجرد
دین : اسلام
شهر : تهران
تحصیلات : دیپلم
سیگار : نمی کشم

آخرین بازدیدکنندگان

مخصوص اعضا VIP

برچسب ‌های کاربردی

Bahare_e_sabeq :|
Bahare_e_sabeq :|
یک الدنــگ بی سروپــا(آمدنــیوز) , یک عملیات ایذایی(بحث مــسکن مهــر) طراحی میگند
برای انحــراف افکــار عمــومی از خـدمات ســپاه و ارتـش در یـک منطقه کـردنشـین سُنــی نشین
و تمــام سـتاد و صـف رسـانه ای مــارا منحـرف ایـن بـازی مضـحک میکــند...
چـرا خُب؟ :/

کــرمانشـاه تسـلیت



فیس بوک ایران

فیس بوک ایران


[لینک]


فیس بوک ایران
2 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط tofan94
رويا
رويا
.
1510577504254151_thumb.png
آدرس پست آدرس پست 2 کد پست 40623194 توسط موبایل
2 امتیاز + مشاهده لایک
رويا
رويا
.
Screenshot_2017-11-14-09-03-39-1.png
آدرس پست آدرس پست 2 کد پست 40623193 توسط موبایل
3 امتیاز + مشاهده لایک
رويا
رويا
.
jokland-utmb4s9o73yjay.jpeg
آدرس پست آدرس پست 2 کد پست 40623192 توسط موبایل
2 امتیاز + مشاهده لایک
رويا
رويا
.
Screenshot_2017-11-14-09-04-01-1.png
آدرس پست آدرس پست 2 کد پست 40623191 توسط موبایل
3 امتیاز + مشاهده لایک
``☂``فرشته مدیر گروه بــــــــــــــاران ``☂`` .
``☂``فرشته مدیر گروه بــــــــــــــاران ``☂`` .
.
كوردها گريه بلد نيستند... چون هشت سال مداوم، بيخانمان شدن و عزادار بودن رو بلد شدند، تا يك وجب مرزهاى غرب كشور جابجا نشه... همون مرزى كه از ديشب برخى ساكنين "زامبى" اش، براى اين مصيبت، در اقدامى قهرمانانه، شروع به ساخت جوك كردند و چه خنده هاى كثيفى كه نكردند... كوردها گريه را فراموش كرده اند چون قسمتى از روزمرگى شان شده...
✔️پى نوشت اول: ويدئوى دردناكى ديدم كه اون جناب فرمايش ميكردند؛ مردم كرمانشاه منتظر كمك دولت نباشند، خودشون دست بكار بشن! ... چون كوردها گريه بلد نيستند...
✔️پى نوشت دوم: در همه جاى دنيا، در چنين شرايط مشابهى، هواپيمايى، خدماتش رو رايگان ميكنه، تا مردم وحشتزده و آسيب ديده استفاده كنند... اما جالبه كه بدونيد؛ هواپيمايى ايران، ديشب قيمت بليت كرمانشاه رو به نهصدهزارتومان رسوند... حاشا به كلمه انسانيت... چون كوردها گريه بلد نيستند...
✔️پى نوشت سوم: نياز مبرم به آب آشاميدنى، خوراك، پتو، خون او مثبت، كمك هاى اوليه دارويى و پزشكى و... رو بيخيال... شما جوك نساز... كمك پيشكش... ما گريه بلدنيستيم...
✔️پى نوشت آخر: موسيقى كه روى تصاوير ميشنويد، لالايى اثر استاد مظهرخالقى است... چه دردناك... حيف كه كوردها گريه بلد نيستند...
__________________________
تسلیت
آدرس پست آدرس پست 2 کد پست 40623189 توسط موبایل
باز نشر توسط tofan94
``☂``فرشته مدیر گروه بــــــــــــــاران ``☂`` .
``☂``فرشته مدیر گروه بــــــــــــــاران ``☂`` .
واژه تسلیت چقدر آشناست
برای ملتی که دایم باید به خاطر نداشتن افراد دلسوز آن را سالی چندبار تکرار کند...

تسلیت برای نداشتن جاده مناسب،
تسلیت برای ریزش پل،
تسلیت برای سوختن بچه ها در مدرسه،
تسلیت برای حادثه قطار،
تسلیت برای زلرله،
تسلیت برای عدم بازسازی بافتهای فرسوده
تسلیت برای آتش سوزی،
تسلیت برای تشنگی و خشکیدگی سرزمینم،
تسلیت برای اسید پاشی،
تسلیت برای جوانان معتاد،
تسلیت برای فقر،
تسلیت برای نداشتن هزینه درمانی و مرگ به اجبار
تسلیت برای کشته شدن محیط بانان،
تسلیت برای دست فروشی زنان،
تسلیت برای پدیده ی گور خوابی
تسلیت برای کودکان کار
تسلیت برای نبود امکانات و تجهیزات آتشنشانی
تسلیت برای سربازان ...
و هزاران تسلیت دیگر...

ایرانم تسلیت
آدرس پست آدرس پست 2 کد پست 40623188 توسط موبایل
باز نشر توسط tofan94
♥ارشان♥(جواد)صابر مختاری موسس سایت♥
فصل چهاردهم تراژدی مرگ
فردای آن روز آدرسی که از طرف قاتل به آن اشاره کرده بود ، نمای ساختمانی بزرگ ، مامورین ویژه با دقت فراوان وارد ساختمان شدند ، کسی در دید رس نبود ، شاید افراد داخل ساختمان بودند ، بعد از بررسی کوتاهی در ها رو باز و همه وارد سختمان شده بودند ، داخل ساختمان ، یک خط قرمز راهی رو نشان میداد ، همه با نهایت احتیاط به سمت بالای ساختمان حرکت کردند ، همگی به آرامی در حرکت بودند ، اما اتفاق خاصی نیوفتاد ، در رو پشت بام رو باز کرده ، بعد چند دقیقه فقط یک دوربین آنجا بود
سرهنگ نزدیک دور بین شد با احیاط کامل دوربین رو وارسی کرد ، چیز خاصی در دوربین نبود ، نزدیک تر شد ، انگار صدایی ریز شنیده شد ، و بعد چند ثانیه صدای انفجاری بزرگ به گوش رسید ، از دوربین کاملا صحنه انفجار معلوم بود ، سرهنگ آروم عقب رفت و دستور داد موزایک ها رو بردارند ، زیر موزایک ها یک سوئیچ فشاری بود که با کوچکترین فشار فعال می شد ، و یک فرستنده ، اما چه چیزی منفجر شده بود ؟
زیر موزاییک ها نوشته بود ، فکر نمی کردم انقدر کم هوش باشید که به راحتی به من کمک کنید طبق معمول یک پازل دیگر ، داخل اون نوشته بود ، من از انچه که فکرشو می کنید به شما نزدیک هستم ، قاتل چه کسی می توانست باشد ؟
بعد از بررسی دقیق یک پروژه ساختمانی مسکونی بسیار بزرگ ، ساختمان مشکل امنیتی بسیار بزرگی داشته ، از همه جای ساختمون تا جایی که جا داشت زده بودند ، نشست کامل ساختمان با چندین بمب ساده دست ساز ، اطلاعات تکمیلی ساختمان و آقازاده هایی که در پروژه سهیم بودند در کنار مدارک پیدا شد ، تعداد کشته ها چندان مشخص نبود ، اما طبق خبر هایی که به گوش می رسید به خاطر جلسه ای فوری سازندگان در آن برج جمع شده بودند ، تنها اطلاعاتی که بدست آمده بود مردی ناشناس به آنها تماس گرفته بود و از آنها در خواست ملاقات کرده بود
آیا این قتل ها تمام شدنی نبود ؟
اصلا آیا تمام این قتل ها کار یک نفر بود ؟ مگر می شود یک نفر انقدر کار ها را منظم و بدون کوچکترین خطایی انجام دهد ؟ همه به اتفاق در ذهنشان این بود که کار یک گروه بزرگ بوده ، حتی شاید یک گروهک خارجی ، اما چرا این افراد افرادی که پرونده سیاهی در تاریخ زندگی خود داشته اند را به قتل رسانده بودند .




۱۳۹۶/۰۸/۲۲
@poemsecom
1 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط mona2 و tofan94
♥ارشان♥(جواد)صابر مختاری موسس سایت♥
فصل سیزدهم تراژدی مرگ
بعد از کلی جستجو تنها یک نقطه رو تونستن پیدا کنن که با طرحی که در تکه پازل رسم شده بود همخونی داشت اما همون یک تیگه در آمریکا بود قاتل چه چیزی رو می خواست به پلیس برساند یک خانه بزرگ که متعلق به یک اختلاس گر میلیارد دلاری ایرانی بود که با خیال راحت در امریکا زنگی خودش می کرد
آیا قاتل می خواست به آمریکا سغر کند تا این فرد را بکشد ؟
برای محکم کاری کلیه پرواز ها ، کلیه خروجی مرزها به صورت بسیار امنیتی قرار گرفت اما هیچ اثری از فردی که دنبالش بودند نیافتند ، چندین نفر که می خواستن قاچاقی از مرز فرار کنن گرفته شد اما معلوم بود که اینها قاتل قصه ما نبودند .
چند ماه بعد یک قتل دیگر اتفاق افتاده بود
اما او چه کسی بود و ارتباط این دو فرد در چه بود ؟
سرهنگ که در خود زمزمه می کرد باید می دونستم اون به دنبال رابط این قضیه میره لیوانی که در دست داشت رو به دیوار کوبید ، اما این دفعه پای یکی از سران بلند پایه کشور در میان بود ، رییس جمهور اسبق ، قاتل برنامه دقیقی برای قتل چیده بود هیچ کدام از محافظ ها متوجه هیچ چیزی نشده بودند ، اما در کمال تعجب پیغام های قاتل در نزدیکی آنجا پیدا شده بود احتمالا قبل از آمدن آنها آنجا گذاشته شده بود .
هیچ دوربینی از آن قسمت فیلمی نگرفته بود
نشانه جدیدی نیز از قاتل به جا مانده بود و هدف جدید قاتل را مشخص می کرد اما یک نشانی ساده بیش نبود با یک تاریخ
نمایی از یک خواب
دوربین نمای یک اتاق رو نشون می داد یک مرد با لباس نظامی و کفش هایی که از تمیزی برق خاصی داشت و تصویر اطراف در اون منعکس می شد
سرگرد تو بیش از حد پات رو از گلیمت دراز تر کردی اگه همین جوری پیش بری جای ترفیع تنزل پیدا می کنی تو نیروی خوبی هستی اما داری همه چی خراب می کنی ، بار ها گفتم مقامات گفتن این پرونده بسته بشه ، این مسئله امنیت ملی رو به خطر میندازه ، با جون خودت بازی نکن




۱۳۹۶/۰۸/۲۱
@poemsecom
1 امتیاز + مشاهده لایک
باز نشر توسط tofan94
``☂``فرشته مدیر گروه بــــــــــــــاران ``☂`` .
``☂``فرشته مدیر گروه بــــــــــــــاران ``☂`` .
...
IMG_20171112_004719.jpg
آدرس پست آدرس پست 2 کد پست 40623156 توسط موبایل
باز نشر توسط tofan94
رويا
رويا
..
ع مهری 20170701_125729.jpg
آدرس پست آدرس پست 2 کد پست 40623153 توسط موبایل
1 امتیاز + مشاهده لایک
رويا
رويا
شاه قلبم تویی ...
امین د 20171102_155339.jpg
آدرس پست آدرس پست 2 کد پست 40622728 توسط موبایل
رويا
رويا
.
Screenshot_2017-11-10-20-37-44-1.png
آدرس پست آدرس پست 2 کد پست 40622726 توسط موبایل
♥ارشان♥(جواد)صابر مختاری موسس سایت♥
فصل دوازدهم تراژدی مرگ
سرهنگ : محافظ
تصویر اتاقی رو نشون میداد داخل بیمارستان نظامی ، محافظ بر روی تخت که تازه از اتاق عمل بیرون امده و تازه به هوش آمده بود ، سرم که به او وصل بود در حال تمام شدن سرهنگ بالای سر او بود منتظر جواب دادن به سوالات .
سرهنگ : می تونی به سوالات جواب بدی ؟
محافظ : به آرامی گفت بله
سرهنگ : تونستی قاتل رو ببینی ؟
محافظ : خیر چهره او قابل تشخیص نبود لباسی کاملا مشکی به تن داشت همه چی در یک لحظه اتفاق افتاد همه جا رو دود گرفته بود یک آن درد شدیدی رو حس کردم و دیگه هیچ چیز متوجه نشدم .
چیزی که معلوم بود قاتل قصد کشتن محافظ را نداشت چون تیر به جای حساسی نخورده بود .
این اولین بار بود که قاتل دیده شده بود فردی با هیکل متوسط اما قاتل چه کسی بود ، جمله ای که قاتل به محافظ گفته بود ، میجنگم تا پای جان ، در گوش محافظ می پیچید .
با اون که سیستم امنیتی جلوی همه خبرها رو گرفته بود اما خبر همه جا منتشر شد
قتل بزرگترن قاچاقچی مواد مخدر که چند روزی با رشوه های زیاد به صورت موقت و همراه با محافظ آزاد شده بود .
بر خلاف همیشه در کنار قاتل یک تکه پازل مانند قرار گرفته بود بر روی آن نوشته بود آگر می خواهید مرا بدست بیاورید ، باید این پازل را حل کنید .
بر روی پازل که یک طرحی مانند گل و شاید هم نقشه ای از محل قاتل بود نقاشی شده بود قاتل با این کار چه چیزی را می خواست به پلیس بفهماند .




۱۳۹۶/۰۸/۱۹
@poemsecom
باز نشر توسط tofan94
صفحات: 2 3 4 5 6