قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
گفتم آرام بیا، چون دل من ویران است
اندکی صبر، نگاهم به شما حیران است

اعتمادم ز همه سلب شده، می فهمی ؟
ز سرعشق قدیمی ، دل من نالان است

زخمی از تیشه احساس، مرا کرد تهی
منِ من ريخت واين اشك مرا تاوان است

ترس دارم که دگر بار شوم احساسی
تو بیایی و ببینم که هوس، مهمان است

می شود حال مرا درک کنی حس جدید
تا بفهمم زچه رو عشق ز من پنهان است

گفته ام ،باز ولی من به همه می گویم
هرچه آمدبه سرم زان دل بی وجدان است
1 امتیاز + 1397/10/22 - 11:29 در ایران ما کد پست 41321013

توضیح کوتاه

گفتم آرام بیا چون دل من ویران استاندکی صبر نگاهم به شما

{-1-} {-2-} {-3-} {-4-} {-5-} {-6-}
{-7-} {-8-} {-9-} {-10-} {-11-} {-12-}
{-13-} {-14-} {-15-} {-16-} {-17-} {-18-}
{-19-} {-20-} {-21-} {-22-} {-23-} {-24-}
{-25-} {-26-} {-27-} {-28-} {-29-} {-30-}
{-31-} {-32-} {-33-} {-34-} {-35-} {-36-}
{-37-} {-38-} {-39-} {-40-} {-41-} {-42-}
{-43-} {-44-} {-45-} {-46-} {-47-} {-48-}
{-49-} {-50-} {-51-} {-52-} {-53-} {-54-}
{-55-} {-55-} {-57-} {-58-} {-59-} {-60-}