שעון
אירועים
בלוג
שׁוּק
דפים
יותר
دلم یخ میزند گاهی دراین سرمایِ تنهایی شبم قندیل میبندد از این یخهایِ تنهایی قلم آهستہ میراند بر این خطِّ بلند ، امّا گمانم یاد میگیرد زِ من انشایِ تنهایی
טען עוד
אתה עומד לרכוש את הפריטים, האם אתה רוצה להמשיך?