شاعر به سرش زد غزلی داشته باشد
تأکید به عشقی ازلی داشته باشد-
این شعر که با نام علی میشود آغاز
ابیاتِ به طعمِ عسلی داشته باشد
تردید نداریم که در عرش، خدا نیز
چون حیدرِ کرّار، یَلی داشته باشد!
هرچند اذان مدح خدا میکند اما
با ذکر تو "خَیرِ العَملی" داشته باشد
در آتشِ دوزخ نرود پای کسی که
یکذره به دل حُبّ علی داشته باشد...
به قصد ضربه ای دیگر نشستی در کمین ، ای عشق !
خدا داند چه داری باز هم در آستین ، ای عشق !
در این سی سال و اندی عمر کردی آنچنان پیرم
که جا دارد بگویم ناز شصتت ، آفرین ، ای عشق !
رفیق نیمه راهم بوده ای هر چند می گفتی
که همراه منی تا لحظه های واپسین ، ای عشق !
درونم مرد آنکس که همیشه سر به راهت بود
جدا شد تا ابد راه من از تو بعد از این ، ای عشق !
تقاصم را زمانه از تو می گیرد ، خیالی نیست
جهان دار مکافات است ، بنشین و ببین ، ای عشق !